چرا ما سیاستمداران نادرستی داریم

عنوان فرعی:

یک گشت و گذار سریع در سیاست انگلیس

چه کسانی این کتاب را بخوانند ؟

خلاصه:

چرا ما سیاستمداران نادرستی داریم (2018) فقط یک انتقاد قاطع از قانونگذاران انگلیس و مقامات دولتی نیست. مطمئنا، این بخشی از آن است، اما کتاب اول ایزابل هاردمن فراتر از آن می رود. کتاب هاردمن با بیان مکانیک پارلمان، افشای بی عدالتی ها و ناکارآمدی های آن و توضیح آنچه می توان برای رفع آن انجام داد، هم درباره ساختار و فرهنگ پارلمان است و هم درباره سیاستمداران داخل آن.

فصل ها:

  1. در این (کتاب) چه چیزی برای من وجود دارد؟ یک گشت و گذار سریع در سیاست انگلیس.

    • سیاستمداران: با آنها نمی توان زندگی کرد، بدون آنها هم نمی توان زندگی کرد. طبقه قانونگذار و تصمیم گیرنده بسیار مورد انتقاد قرار گرفته ما غالباً به عنوان افراد متملق فاسد و خودمحور توصیف می شوند که بیشتر از اینکه استعداد داشته باشند مکر و حیله دارند. ما از آنها به عنوان یک شغل پرست یاد می کنیم نه به عنوان خدمت گزاران فداکار مردم. در کنار بانکداران و نمایندگان املاک، آنها به طور مداوم در گروه های حرفه ای با کمترین قابلیت اعتمادپذیری در انگلستان رای می آورند.

    • و در حالی که در حقیقت برخی سیاستمداران وجود دارند که می توانند با فرانک آندروود از خانه پوشالی مخالفت و دعوا کنند، اما تعداد کسانی که درستکار، زحمتکش و مشتاق خدمت به کشور خود هستند بسیار بیشتر است. درست است، سن، نژاد، جنسیت و ثروت آنها ممکن است در مقیاس بزرگ نمونه طبقه کشور نباشد، اما ذاتاً تقصیر آنها نیست. مشکل بسیار عمیق تر است: در ساختار و فرهنگ خود پارلمان.

    • آماده شوید، زیرا ما قصد داریم برخی از ویژگی های نابود کننده - و غالباً نادیده گرفته شده - دولت انگلیس را بزرگنمایی کنیم. از روند انتخاب عضو پارلمان تا استعفای اولیه آنها، دریابید که چرا سیستم خراب است و برای رفع آن چه کاری می توانیم انجام دهیم.

    • در این مطالب، خواهید فهمید

  2. کاندید شدن برای نمایندگی مجلس و نامزد شدن در انتخابات هم غیر دموکراتیک است و هم پرهزینه.

    • برای تحلیلگران سیاسی، مفسران رسانه ای و شهروندان مطلع، توجه هنگامی به یک سیاستمدار متمرکز می شود که وارد دفتر می شوند - به گونه ای که انگار صبح پس از یک انتخابات موفق به وجود آمده اند. اما برای درک کامل سیستم سیاسی ناقص انگلستان و اینکه چرا شهروندان آن از رهبران خود ناراضی و خشمگین هستند، بررسی اینکه سیاستمداران در وهله اول چگونه به عنوان کاندیدای دفتر انتخاب می شوند ارزش دارد.

    • در انگلستان، سیاستمداران منتخب در سطح ملی، اعضای پارلمان (MP)، که نماینده یک منطقه محلی هستند، یک حوزه انتخاباتی نامیده می شوند. هر حزب سیاسی برای هر حوزه انتخاباتی یک نامزد نماینده مجلس را معرفی می کند، و ساکنان محلی به کاندیدای مورد نظر خود رأی می دهند تا نماینده آنها در مجلس نمایندگان مجلس، معروف به مجلس عوام باشند. حزب با بیشترین نمایندگان مجلس در مجلس عوام به حزب حاکم تبدیل می شود.

    • اما نحوه انتخاب نامزدهای نماینده مجلس هر حزب کاملاً غیر دموکراتیک است.

    • اگر یک سیاستمدار محافظه کار - یعنی عضو حزب محافظه کار انگلیس - بخواهد کاندیدای نماینده حزب همل همپستد شود، به عنوان مثال، او باید یک هیئت انتخاب متشکل از مشاوران محلی حزب محافظه کار منطقه را متقاعد کند. اما این هیئت ها متاسفانه بسیار کوچک هستند، و بندرت تعداد آنها به بیش از 250 نفر می رسد.

    • این افراد غالباً نادیده گرفته می شوند، اما آنها مسئول انتخاب نام در برگه های رای گیری در انگلیس هستند. از این گذشته، آنها معمولاً نماینده آن طبقه نیستند. در سال 2013، انجمن دولت محلی دریافت که 67 درصد از مشاوران محلی مرد و 96 درصد از نظر قومی سفید پوست هستند. میانگین سنی این مشاوران 60 سال بود.

    • و حتی اگر انتخاب شده باشید، هزینه شرکت در انتخابات بسیار گزاف است.

    • نامزدهای منتخب باید شغل خود را کم کنند و وقت خود را صرف راه رفتن در خیابان های بارانی، در زدن، و میزبانی از برنامه های خیریه کنند. برای به دست آوردن حمایت جامعه، بسیاری تعهد می کنند که به بودجه پروژه هایی مانند نوسازی کلیسای محلی و یا خرید مینی بوس جدید مدرسه، کمک مالی کنند. آنها قبض های سنگین بنزین کسانی را که در اطراف حوزه انتخاباتی خود در حال مسافرت هستند و برای شرکت در کنفرانس های مهمانی ملی متحمل هزینه هتل ها می شوند، جمع آوری می کنند. به هیچ یک از اینها توسط حزب آنها یارانه تعلق نمی گیرد.

    • در یک نظرسنجی که توسط وب سایت ConservativeHome انجام شد، از 37 نامزد حزب محافظه کار انگلیس سؤال شد که تلاش برای انتخابات برای آنها چقدر هزینه داشته است. میانگین مبلغ گزاف 34.392 پوند بود.

    • کاندید شدن برای شغلی با چنین بار مالی فجیعی، شغلی که حتی تضمین بدست آوردنش را هم ندارید، از ایستادگی بسیاری از افراد جلوگیری می کند. از همه بدتر، ورود افراد با استعداد و کمتر ثروتمند را به دولت غیرممکن می سازد.

    • مواردی که باعث می شوند نادرست و بدنام باشند - اما آنها آنقدر که فکر می کنیم بد نیستند.

  3. بیشتر نمایندگان مجلس افرادی متعهد و خوش نیت هستند که در یک کار دشوار مشغولند.

    • شما به سختی می توانید کسی را پیدا کنید که در واقع سیاستمداران را دوست بدارد. بیشتر ما یا به شدت از آنها بیزار هستیم یا با بی تفاوتی سرد درباره آنها نظر می دهیم. اما باید بیشتر دلسوز باشیم - اکثریت قریب به اتفاق آنها خوش نیت هستند و کار فوق العاده سختی را انجام می دهند.

    • مشکل آنها به محض انتخاب شدن شروع می شود. کاخ وست مینستر، جایی که پارلمان در آن قرار دارد، یک هزارتوی عظیم از دفاتر کوچک، راهروهای طولانی، سالن های کنفرانس و رستوران ها و کافه های شلوغ است. نمایندگان مجلس غالباً از هفته ها پس از ورود به دفتر احساس سردرگمی دارند.

    • و هیچ روند آموزش یا مقدمه برای سیاستمداران جدید وجود ندارد. هر روز در پارلمان، ده ها کار وجود دارد که یک نماینده مجلس می تواند انجام دهد - از گوش دادن به مباحث و مطرح کردن سؤالات مجلس گرفته تا ملاقات با گروه های انتخاباتی، وزرا یا روزنامه نگاران. نمایندگان مجلس چگونه می توانند وقت خود را تقسیم کنند؟ هیچ راهنمایی رسمی و سیستم ارزیابی برای کمک به بهبود آنها وجود ندارد. سیاستمداران در اختیار برنامه های خود هستند؛ این یک موقعیت کاملاً غیر حرفه ای است.

    • سلامت روانی یکی دیگر از مشکلات برجسته در مجلس است.

    • این مسئله به قدری جدی است که تیم پزشکی وست مینستر در حال حاضر بودجه اختصاصی برای درمان های روانپزشکی اختصاص داده اند. چارلز واکر، نماینده محافظه کار، که در سال 2013 به دلیل مبارزه 30 ساله خود با اختلال وسواس فکری - عملی مورد ستایش قرار گرفت، معتقد است که استرس های پارلمان بیماری روانی را عمیق تر می کند و ازدواج های ناکام را افزایش می دهد.

    • و در عصر اینترنت، کسانی که از بیماری روانی رنج می برند، اکنون باید با ترول هایی مقابله کنند که می توانند مستقیماً افراد را با حجم زیادی از توهین های زننده مورد خطاب قرار دهند.

    • این دقیقاً اتفاقی است که برای نماینده کارگر استلا کریسی رخ داد. در سال 2014، کریسی از فعالیتهای تبلیغاتی که باعث شد جین آستین در اسکناس 10 پوندی به نمایش درآید، حمایت کرد. یک ترول آنلاین، پیتر نان، از این ایده آنقدر عصبانی شد که به کریسی دنباله ای از تهدیدات تجاوزگرانه منزجر کننده ارسال کرد. او به دلیل این جرم 18 هفته به زندان افتاد.

    • اکنون، با توجه به عدم تمایل جهانی به سیاستمداران، ممکن است شما به یک نماینده مجلس اهمیتی ندهید - چه آنها در تلاش برای یافتن جایگاه خود در پارلمان باشند، چه با مسائل مربوط به سلامت روان درگیر باشند. شاید دلسوزی کردن برای کسی که سالانه 79،468 پوند درآمد دارد، سخت باشد. اما حتی هنوز هم باید به این مسئله توجه داشته باشید که یک نماینده مجلس می تواند وظایف خود را به درستی انجام دهد یا خیر - و مشکلات بهداشت روان مانعی آشکار برای این امر است.

    • نکته دیگر، با چنین توصیف شغلی غیر جذاب، باید نگران باشید که افراد با استعداد از ورود به سیاست منصرف شوند.

  4. توجه کافی به قانونگذاری در کار نماینده مجلس وجود ندارد.

    • نه تنها اکثر ما نسبت به موانع پیش روی نمایندگان جدید و آینده نگر بی اطلاع هستیم، بلکه اکثراً نسبت به آنچه که سیاستمداران انجام می دهند هم ناآگاه هستیم. بیشتر ما فکر می کنیم که آنها دو کار انجام می دهند: رأی دادن و دروغ گفتن. و گرچه آنها هر دو را انجام می دهند، اما بسیار بیشتر از این کارها را نیز انجام می دهند.

    • نمایندگان مجلس دو مسئولیت اصلی دارند: تهیه، مطرح کردن و بررسی دقیق قوانین؛ و ارائه منافع حوزه انتخاباتی خود. علاوه بر این، برخی از نقش های اضافی مانند وزیر شدن در دولت نیز به آنها داده می شود. این مقامات عالی رتبه ادارات دولتی، مانند وزارت آموزش و پرورش، را رهبری می کنند.

    • از آنجا که ایجاد و تجزیه و تحلیل قوانین بسیار مهم است، به راحتی می توان تصور کرد که چه چیز بیشتر وقت نماینده مجلس را می گیرد - اما این درست نیست. در حقیقت، نگرانی های حوزه انتخاباتی آنها بر هفته کاری یک سیاستمدار غالب است. انجمن هانسارد دریافت که این فعالیت ها 49 درصد از وقت یک نماینده مجلس را به خود اختصاص می دهد، در حالی که فقط 21 درصد به تصویب و بحث در مورد قوانین جدید انگلیس اختصاص دارد.

    • بنابراین، نمایندگان مجلس هنگام تمرکز بر حوزه انتخاباتی خود دقیقاً چه می کنند؟

    • غالباً در مناطق محلی دیدارهایی برقرار می کنند. اینها فرصتی برای رأی دهندگان محلی است تا جلسات یک به یک با نمایندگان مجلس خود داشته باشند، در مورد مسائل محلی صحبت کنند یا برای حل مشکلات درخواست کمک کنند.

    • این کار معمولاً توسط رسانه ها نادیده گرفته می شود و سیاستمداران بلندپرواز آن را استفاده ارزشمند از وقت خود تلقی نمی کنند. اما رأی دهندگان آن را در توصیف شغل نماینده مجلس مهم می دانند و این کار افراد بیشماری را از فاجعه نجات داده است.

    • یک زن پریشان یک روز قبل از زایمان به دیدار کارن باک در وست مینستر شمالی رفت. صاحبخانه او بدون اخطار او را بیرون کرده بود. باک با استفاده از نفوذ سیاسی خود، با یافتن محل اسکان موقت زن - که همه با یک تماس تلفنی به شورای محلی انجام شد - توانست از فاجعه جلوگیری کند.

    • شکی نیست که این دیدارها نیروهای خوبی هستند و بسیاری از نمایندگان پارلمان واقعاً از این کار لذت می برند و تأثیر مثبت آن را بر زندگی مردم درک می کنند. اما باید بپرسیم که آیا این بهترین راه استفاده از زمان سیاستمداران است - آنها جزو ماهرترین افراد انگلیس و مسئول تهیه و بررسی دقیق قوانین آن هستند.

    • و همچنین باید بپرسیم که چرا شبکه تأمین اجتماعی کشور آنقدر ضعیف است که برای حل بحران های شخصی نیاز به مداخله نمایندگان مجلس دارد. نکته جالب توجه دیدارهای حوزه انتخاباتی این است که آنها غالباً سعی در حل مشکلات ناشی از قوانین بد دارند.

  5. قوانین انگلیس به حد کافی مورد مطالعه قرار نگرفته است - و این به دلیل ساختار سیاسی ضعیف این کشور است.

    • از نفر بعدی بریتانیایی که ملاقات می کنید بخواهید تا در مورد نحوه ایجاد و تصویب لوایح در انگلستان شما را راهنمایی کند. به احتمال زیاد با نگاهی مبهم و عذرخواهی مودبانه مورد استقبال قرار می گیرید. این امر به این دلیل نیست که این فرد انگلیسی بیچاره از نظر سیاسی بی سواد است - بلکه به این دلیل است که روند قانونی سازی انگلستان پیچیده، طولانی و ناکارآمد است.

    • در تئوری، بسیار عالی عمل می کند. هنگامی که یک لایحه برای اولین بار توسط دولت منتشر می شود، دو بار در مجلس عوام قرائت می شود. اما اولین قرائت یک فرمالیته اداری است که در آن یک وزیر لایحه را اعلام می کند - نمایندگان مجلس شورای اسلامی فقط در حین قرائت دوم این فرصت را دارند که درباره قانون بحث کنند. این مباحثات به جای اینکه درباره پیچیدگی های لایحه باشد، بیشتر درباره اصل آن است.

    • پس از این، این لایحه به مرحله کمیته منتقل می شود، جایی که قرار است تعداد کمی از نمایندگان مجلس بار دیگر در مورد آن، این بار به طور مفصل، بحث کنند. این نمایندگان مجلس می توانند در این لایحه اصلاحاتی را ارائه دهند که به صورت جداگانه به آن رأی داده می شود. سپس این لایحه بار دیگر برای مرحله گزارش وارد مجلس عوام می شود، جایی که هر نماینده می تواند اصلاحاتی را پیشنهاد کند. سرانجام، یک قرائت سوم در مجلس عوام صورت می گیرد و همه نمایندگان مجلس در مورد این لایحه رأی می دهند. در صورت تصویب، برای بحث و بررسی به مجلس عالی پارلمان می رود: مجلس اعیان.

    • اگر اینطور به نظر می رسد که فرصت های زیادی برای سیاستمداران وجود دارد که بتوانند قوانین را مورد بررسی و گفتگو قرار دهند، دلیل آن این است که همینطور است. اما این یک سؤال کاملاً متفاوت است که آیا آنها می خواهند - یا حتی می توانند - از این فرصت ها استفاده کنند یا خیر.

    • مشکل اصلی در اینجا سیستم فراکسیون مجلس است. هر حزب تعدادی فراکسیون را انتخاب می کند که وظیفه دارند اطمینان حاصل کنند که هر نماینده مجلس مطابق با خواسته های حزب خود رأی می دهد. این مجریان غالباً سعی می کنند که نمایندگان مجلس شورشی با تهدیدات، مانند مسدود کردن پیشرفت شغلی آنها، مطابقت داشته باشند. یک رأی مخالف قانون حزب شما معمولاً معادل یک رأی مخالف حرفه شماست.

    • اما سیستم فراکسیون فقط رای نمایندگان را دستکاری نمی کند؛ این سیستم همچنین بررسی دقیق آنها را دستکاری می کند. فراکسیون های حزب تصمیم می گیرند که نمایندگان مجلس در مرحله کمیته لایحه خود را تجزیه و تحلیل کنند، که باعث می شود افراد منتخب وفادار حزب باشند و بعید به نظر می رسد که تخصصی در مورد موضوع خاص داشته باشند.

    • به این ترتیب، یک فرایند بررسی و بحث در مورد قوانین به یک رقابت وفاداری حزب تبدیل می شود. ساختار سیاسی انگلیس اعضای مرحله کمیته را به تبدیل شدن به بازیچه های پارتیزان تشویق می کند، و نه قانونگذاران عینی.

  6. کمیته های منتخب برای قانون گذاری بسیار عالی هستند اما نمی توانند از ضررهای سیاستمداران ناآگاه جلوگیری کنند.

    • حتی اگر ساختار کلی پارلمان به قانونگذاری سست کمک کند، یک سازوکار در داخل وستمینستر وجود دارد که قطعاً نیرویی مفید است: کمیته های منتخب.

    • کمیته های منتخب از نمایندگان مجلس از هر حزب اصلی تشکیل شده است، و بنا به تفکر بر اساس وزارتخانه های ایالتی، مانند وزارت آموزش و پرورش، یا مباحثی از قبیل علوم و فناوری ترتیب می یابد. کمیته های منتخب این توانایی را دارند که پرس و جو ها را سفارش دهند، هزینه های اداره را بررسی کنند و حتی از وزیران عالی رتبه در مورد سیاست های خاص سوال کنند.

    • تقریباً برخلاف هر منطقه دیگر پارلمان، سیاستمدارانی که در کمیته های منتخب حضور دارند، تشویق می شوند به عنوان یک قانونگذار جدی که در قوانین پیشنهادی عمل کنند. آنها می توانند از اعضای حزب خود سؤالاتی سخت و بدون ترس از انتقام جویی توسط فراکسیون های آنها بپرسند. پادوی یک حزب بودن در کمیته منتخب، آنقدر توسط سیاستمداران ناپسند شمرده می شود که اکثر نمایندگان مجلس آن را حتی امتحان هم نمی کنند.

    • بهترین کمیته های منتخب، قبل از رای گیری درباره لوایح موضوعات را مورد توجه قرار می دهند، و به تحقیق درمورد قوانینی می پردازند که باعث ویرانی بزرگ برای مردم عادی می شوند.

    • اما کمیته های منتخب نمی توانند از مردم در برابر همه اشتباهات دولتی محافظت کنند - به ویژه وقتی که این سیاست های اجرایی از بالا باشد.

    • در سال 2012، جورج آزبورن، که در آن زمان صدر اعظم انگلیس - وزیر دارایی - بود، بودجه فاجعه آمیزی را اعلام کرد، که به عنوان "بودجه اومنیشامبلز" معروف شد. این بودجه به ویژه به شهروندان طبقه کارگر بسیار آسیب رساند، و مالیات 20 درصدی بر غذاهای گرم اعمال کرد و تخفیف مالیاتی که افراد نیکوکار برای کمک های خیرخواهانه دریافت می کردند را محدود کرد. در طی چند هفته، آزبورن اعلام کرد که او این سیاست های غیرقابل تحمل را ترک می کند، که باعث خجالت زدگی بسیاری برای او شد.

    • و یک دلیل عمده وجود دارد که آزبورن چنین بودجه بی سامانی را ایجاد کرد.

    • آزبورن نیز مانند بسیاری از پارلمان ها با افرادی که قصد خدمت به آنها را داشت در ارتباط نبود. آزبورن که توسط وزیرانی که عمدتاً از ثروت، تحصیلات، جنسیت و قومیت مشابه خود برخوردار بودند احاطه شده بود، نمی فهمید که سیاست های او چگونه بر مردم عادی تأثیر می گذارد.

    • بخشی از مشکل موانع مالی است که مانع از آن می شود که بسیاری از سیاستمداران مشتاق نماینده مجلس شوند، و نمی توان آزبورن را مقصر این امر دانست. اما آنچه که این اشراف زاده تحصیلکرده آکسفورد نتوانست انجام دهد، خروج از سلوک منزوی و مشورت با شهروندان عادی بود - افرادی که می توانستند دیدگاه متفاوت و ارزشمندی را برای سیاست گذاری وی فراهم کنند.

    • آزبورن شاید کوتاه نظر بوده باشد، اما او تنها بخشی از یک فرهنگ بسیار بزرگ و سمی است که در پارلمان وجود دارد.

  7. فرهنگ سیاسی سمی انگلیس تا حدی در وجود سیاستمداران نامطلوب ما مقصر است.

    • تا به اینجا دریافتیم که چگونه ساختار سیاسی ناکارآمد انگلیس قانونگذاری خوب را مسموم می کند. اما این سمی بودن به ناچار پخش می شود و فرهنگ سیاسی را نیز آلوده می کند - مانند یک مخزن سپتیک که دچار نشتی شده و آب های زیرزمینی را سمی می کند.

    • سیستم سیاسی انگلستان به قانونگذاران با استعداد پاداش نمی بخشد، و نمایندگان مجلس نیز دقیقاً مانند سایر انسان ها هستند - آنها جاه طلب هستند و می خواهند برای مهارت های خود به اندازه ممکن موفقیت و شناخت کسب کنند. و در بیشتر مواقع، بهترین راه برای دستیابی به این امر هدایت یک اداره دولتی به عنوان وزیر است.

    • در انگلستان، وزیر شدن به معنای پیوستن به قوه مجریه دولت است، شاخه‌ای که در مورد حاکمیت دولت تصمیمات اساسی را اتخاذ می کند. علاوه بر 33000 پوند اضافی در سال که وزرا دریافت می کنند، آنها توجه رسانه ای بیشتری را نیز به دست می آورند و این شانس را دارند که روی سیاست های کلیدی دولت تأثیر بگذارند. درخواست برای وزیر شدن به یک فرهنگ تحریک کننده سیاستمداران برای نادیده گرفتن نقص های صورتحساب های پیشنهادی حزبشان برای صعود در نردبان سلسله مراتب می انجامد.

    • از این گذشته، شکاف در بین عضو هیئت قانونگذاری بودن - نمایندگانی که دفتر اجرایی دولت را اداره نمی کنند - و وزیر بودن به حدی بزرگ است که از دست دادن این اعتبار برای بسیاری دشوار است.

    • تغییر شکل مجدد دولت اجرایی در سال 2014 توسط نخست وزیر وقت دیوید کامرون این مطلب را به نمایش گذاشت. سیاستمداران مانند ویلیام هاگ، دیوید ویلتس و اندرو لنسلی شغل خود را به عنوان وزرای تأثیرگذار از دست دادند و به اعضای پارلمان کم اهمیت منتسب شدند. زمانی که انتخابات عمومی 2015 اتفاق افتاد، همه آنها به طور کامل از پارلمان استعفا داده بودند.

    • اما این افراد به عنوان وزیران اجرایی انتخاب نشده بودند - آنها به عنوان نمایندگان مجلس و قانونگذار انتخاب شده بودند. از دست دادن این سیاستمداران با استعداد به پارلمان آسیب رساند؛ قرائت لایحه و مباحث مجلس دیگر نمی توانست از تجربیات و اختیارات آنها بهره مند شود.

    • این مسئله نشانه ای از احساساتی است که نمایندگان مجلس به طور فزاینده ای، خدمت به دولت را به عنوان شغل زندگی به حساب نمی آورند. بسیاری از سیاستمداران، از نخست وزیر سابق دیوید کامرون گرفته تا صدراعظم سابق جورج آزبورن، پس از کناره گیری از سمت های معتبر، زندگی خارج از سیاست را رضایت بخش تر و سودمندتر دانستند.

    • اگر بخواهیم این فرهنگ سیاسی را تغییر دهیم، باید به نمایندگان مجلس به عنوان قانونگذار پاداش و اعتبار بیشتری اعطا کنیم.

  8. افراد بله قربان گو خطرناکترین و مضرترین محصول فرهنگ سیاسی مجلس هستند.

    • اشتیاق سیاستمداران برای بالا رفتن از نردبان حزب خود، عذر ناپذیرترین بخش فرهنگ سیاسی انگلیس را ایجاد کرده است: افراد بله قربان گو. با آرزوهای خودمحور درباره ورود به دولت اجرایی، افراد بله قربان گو وظیفه خود را به عنوان قانونگذار کنار می گذارند. آنها این کار را با رأی گیری از طریق لوایحی که کاملاً درباره آنها بی اطلاع هستند و یا نمی توانند به بررسی دقیق قوانین بپردازند، انجام می دهند؛ یا با چاپلوسی سلسله مراتب احزاب و یا با صرف نکردن زمان و فداکاری لازم.

    • اما کمبود وقت صرفاً تقصیر کارهای حوزه انتخاباتی نیست. هر روز آنقدر لایحه در پارلمان مورد بحث و بررسی قرار می گیرد که حتی برای فداکارترین قانونگذاران، مطلع بودن از آنها و با فکر رأی دادن به همه آنها غیرممکن است.

    • حجم لوایح و کمبود وقت چیزی است که باعث می شود تبدیل شدن به یک فرد بله قربان گو بسیار آسان شود. به جای پرهیز از مناظره‌ها و آرایی که شما به درستی از آن آگاه نیستید، پیروی از فراکسیون حزب و رأی دادن به یک مسئله برای کسب امتیاز، با پشتیبانی از اصول بدون بررسی جزئیات، خیلی ساده است.

    • یکی از مشهورترین نمونه هایی که افراد بله قربان گو به روند قانونگذاری آسیب رسانده اند، "مالیات اتاق خواب" فاجعه بار سال 2010 بود، یک اقدام وحشتناک و کوتاه بینانه برای رفع مشکل پایدار مسکن اجتماعی انگلیس.

    • در سال 2010، بیش از 250000 خانه اجتماعی در کشور مملو از جمعیت بود. علاوه بر این، از آنجا که به مستاجرین برای یک عمر خانه داده می شود، بسیاری از والدین هنوز خانه ای 3 خوابه را اشغال کرده بودند، با اینکه فرزندانشان بزرگ شده بودند و از آنجا رفته بودند. بنابراین، در حالی که 250000 خانه اجتماعی سرریز شده بود، 400000 خانه دیگر به طور کامل پر نبودند.

    • دولت برای حل این مسئله تصمیم گرفت که کمکهای مسکن پرداختی به مستاجرین در خانه های کم جمعیت را کاهش دهد، حتی اگر خانه تا آخر عمر به آنها داده شده بود. از همه بدتر، مجازاتی بود که برای مستاجرها اعمال می شد حتی اگر نمی توانستند به طور داوطلبانه خانه را کوچکتر کنند - و البته بسیاری از آنها نمی توانستند زیرا خانه های اجتماعی برای نقل مکان وجود نداشت.

    • در مرحله کمیته لایحه، فقط دو نماینده مجلس عضو هیئت قانونگذاری تصمیم به صحبت کردن گرفتند - و حتی آنها هم فقط سؤالات سلسله مراتب مخالف را قطع می کردند تا کورکورانه از قانون پیشنهادی حمایت کنند. آنها از فراکسیون هایشان دستورالعمل می گرفتند. سایر تلاش ها برای بررسی این لایحه نادیده گرفته شد - فرهنگ بله قربان گویی بسیار قدرتمند بود.

    • و نتایج تکان دهنده بود: در یک سال، بیش از 57،000 خانواده پرداخت های اجاره بهایشان به تعویق افتاد. برخی از فعالان حتی ادعا می کنند که یک رشته خودکشی با این قانون در ارتباط بوده است.

    • با چنین سیستم قانون گذار وحشتناکی، انگلیس باید بپرسد که چگونه می توانند این مشکل را برطرف کنند.

  9. ما می توانیم گام های مشخصی برای اصلاح سیستم سیاسی انگلیس برداریم و اطمینان حاصل کنیم که سیاستمداران مناسبی داریم.

    • بنابراین، دولت اعلیحضرت در یک آشفتگی سلطنتی قرار دارد. چه کاری می توان انجام داد؟ این ناامیدی سیاسی استدلال می کند که تلاش برای اصلاح وست مینستر مانند بازسازی یک خانه با لوله کشی خراب است - بهتر است آن را خراب کنید و دوباره از نو شروع کنید. اما این کاملاً درست نیست. در حقیقت، اصلاحات زیادی وجود دارد که ممکن است تغییر معناداری به همراه داشته باشد.

    • اول، انگلیس باید روند انتخاب نمایندگان مجلس را دموکراتیک کند.

    • این امر می تواند با ایجاد تنوع در تابلوهای انتخابات محلی، و همچنین فراهم آوردن حمایت مالی از نامزدهای مبارز در قالب دستمزد معیشتی یا حقوق، انجام شود. این تضمین می کند که افرادی که در انتخابات شرکت می کنند نماینده بخش گسترده تری از کشور هستند و افراد با استعداد به دلیل وضعیت مالی خود از این امر مستثنا نمی شوند.

    • دوم، سیستم سیاسی نیاز به تغییر دارد.

    • همانطور که دیدیم، قوه مقننه و اجرایی دولت بریتانیا یک آشفتگی دارای همپوشانی است. گرچه نمایندگان مجلس به عنوان قانونگذار برای بررسی و تصویب لوایح انتخاب می شوند، سلسله مراتب حزب می تواند همزمان آنها را به سمت سمت های اجرایی وزیران ارتقا دهد. درگیر بودن در قانونگذاری و اجرا منجر به تضاد منافع زننده می شود و سیاستمداران را برای همیشه از رویاهای ارتقای شغلی منحرف می کند.

    • برای حل این مسئله، باید به جداسازی کامل این شاخه ها بپردازیم، از اینکه نمایندگان مجلس همزمان وزیر باشند جلوگیری کنیم. این امر همچنین به نخست وزیر این امکان را می دهد که وزرایی را انتخاب کند که ممکن است عضو حزب او نباشند، مثلا سیاستمداران با استعداد و رهبران صنعت از حزب مخالف.

    • سوم، نمایندگان مجلس باید نسبت به قانونی که تصویب یا ایجاد کرده اند بیشتر پاسخگو باشند.

    • در سیستم فعلی، از سیاستمداران به ندرت خواسته می شود که انتخاب رأی خود را توجیه کنند یا پاسخی برای ایجاد قوانین حیله آمیز داشته باشند. معرفی تسویه حساب عمومی، که به موجب آن نمایندگان مجلس برای تشریح اقدامات خود در جلوی هیئت نمایندگان دعوت می شوند، این امر را برطرف می کند. به عنوان مثال، یک هیئت تسویه حساب عمومی درمورد مالیات اتاق خواب بدنام، می تواند شامل کارشناسان سیاست مسکن و مستاجرانی شود که زندگی آنها تحت تأثیر قانون قرار گرفته است. این امر باعث ایجاد انگیزه ارزشمندی برای نمایندگان مجلس برای بررسی دقیق قوانین به جای واسطه کار بد شدن برای فراکسیون های حزب خود می شود.

    • اما این فقط ساختار پارلمان نیست که نیاز به تغییر دارد - فرهنگ پارلمان نیز باید تغییر یابد.

    • این بدان معناست که نمایندگان را به نماینده مجلس بودن تشویق کنیم، نه وزیر یا کارگر حوزه انتخاباتی بودن. این کار با پاداش دادن به کسانی که خود را وقف کار قانونی می کنند، چه با حقوق بالاتر و چه با افزایش قرار گرفتن در رسانه ها، صورت می گیرد. ارائه آموزش رسمی برای همه نمایندگان مجلس در مورد چگونگی بررسی قوانین، یک گام مهم دیگر است - این واقعیت که مجلس تا الان این کار را نکرده است، شرم آور است.

    • با ایجاد این تغییرات، انگلیس سیاستمدارانی خواهد داشت که نماینده کشورشان هستند، بیشتر روی کارشان متمرکز شده و در انجام آنها مهارت دارند.

  10. خلاصه نهایی

    • پیام اصلی در این مطالب:

    • سیاستمداران آدم های وحشتناکی نیستند - آنها اغلب افراد با استعدادی هستند که می خواهند تغییری ایجاد کنند و یک کار فوق العاده دشوار را انجام دهند. در عوض، مقصر اصلی سیستم خراب پارلمان انگلستان، ساختار و فرهنگ خاص آن است، که سیاستمداران را با سوابق مشابهی رشد می دهد، طرفداری جزیی و ترقی به سطح اجرایی را تشویق می کند و درنهایت، مانع بررسی قوانین می شود. اگر تصمیم بگیریم که روند انتخاب نمایندگان مجلس را دموکراتیک کنیم و قوه مقننه را از مجریه جدا کنیم، دولت را بهبود خواهیم بخشید و مشوق رفتار درست در سیاستمداران انگلیس می شویم.

    • بازخورد دارید؟

    • ما مطمئناً دوست داریم نظرتان را درباره محتوای مان بشنویم! فقط کافی است یک ایمیل به remember@blinkist.com با نام این کتاب به عنوان موضوع بفرستید و تفکرات خود را به اشتراک بگذارید!

    • کتاب بعدی برای مطالعه: این توطئه سعادتمندانه، نوشته هوگو یانگ

    • اگرچه این ساختار و فرهنگ دولت انگلستان است که مسئولیت کاستی های سیاسی این کشور را بر عهده دارد، اما این امر موجب بی گناهی نمایندگان مجلس نمی شود. عوامل غالب و مهم سیاستمداران منفرد را تحت الشعاع قرار می دهند، اما هرکدام همچنان مسئول رفتار خود هستند و قدرتمندان هنوز هم می توانند به طور چشمگیر بر روند تاریخ کشورشان تأثیر بگذارند.

    • "این توطئه سعادتمندانه" جزئیات روابط پیچیده انگلیس با اتحادیه اروپا را نشان می دهد، دولتمردان و زنان قدرتمند سابق انگلستان را مورد توجه قرار می دهد و توضیح می دهد که چگونه آنها به اعتقاد انگلیس مبنی بر جدا بودن از اروپا کمک کرده اند. مطالب این کتاب کلاسیک مدرن از تاریخ سیاسی که در سال 1998 نوشته شده اما مرتبط تر از همیشه است، برای هر کسی که سعی در درک حس ناخوشایند فعلی برگزیت دارد ضروری است. شیرجه بزنید!