ریزپرخاشگری

ریزپرخاشگری نوعی تعصب ظریف و غالباً غیرعمد است. به جای اعلام صریح نژادپرستی یا تبعیض جنسیتی، یک ریزپرخاشگری اغلب شکل یک اظهار نظر غیرمستقیم، یک شوخی سهواً دردناک یا یک توهین نیش دار را می گیرد. به عنوان مثال، یک مدیر سفیدپوست ممکن است اظهار کند که یک کارمند آمریکایی آسیایی به خوبی انگلیسی صحبت می کند. یک دانشجوی سفید پوست ممکن است بپرسد که یک دانشجوی آمریکایی هندی از کجا آمده است. یک زن سفید پوست ممکن است هنگام دیدن مردی آمریکایی آفریقایی تبار که در شب به سمتش می آید از خیابان عبور کند. ممکن است فرد سفید پوست قصد نداشته باشد که به شخص با رنگ پوست دیگر توهین کند، اما این اظهار نظر هنوز به شخص یادآوری می کند که در جامعه خود مورد قبول یا اعتماد کامل نیست. تجربه ریزپرخاشگری به طور روزانه می تواند بسیار استرس زا باشد. این تجربه همچنین می تواند پریشان کننده باشد، زیرا فرد به حاشیه رانده شده ممکن است برای درک اینکه آیا این نظر عمدی بوده و چگونه باید پاسخ آن را دهد، تلاش کند.

این اصطلاح توسط روانپزشک دانشکده پزشکی هاروارد چستر پیرس در دهه 1970 برای توصیف توهین های ظریف او بین دانش آموزان سفید پوست و دانشجویان آمریکایی آفریقایی تبار ابداع شده است. این اصطلاح در سال 2007 دوباره زنده شد وقتی كه درلد سو، روانشناس دانشگاه کالج معلمان کلمبیا، محبوبیت این ایده را از طریق نوشتار خود شروع کرد. از آن زمان، این سختار گفتگو، تحقیق و بحث و گفتگوهای شگرفی را برانگیخته است.

مفهوم ریزپرخاشگری سهم منتقدان خود را دارد. برخی معتقدند که این ایده به اندازه کافی شواهد تجربی را به خود اختصاص نداده است، و تحقیقات نشان می دهد که زمینه های اصلی ریزپرخاشگری ها و ارتباط آنها با سلامت روانی ضعیف - مانند این که اکثر جامعه به حاشیه رانده شده درک می کنند که ریزپرخاشگری ها مضر هستند یا گزارش های ذهنی به اندازه کافی برای مطالعه قابل اعتماد هستند - شواهد کافی ندارند. برخی دیگر استدلال می كنند كه ریزپرخاشگری ها فرهنگ شكنندگی روانى و قربانی شدن را پرورش می دهد. اگر کسی معتقد باشد که ریزپرخاشگری ها و اظهارات کلامی از نظر روانی و حتی جسمی مضر هستند و بنابراین از آنها اجتناب کند، ممکن است قدرت روانی فرد کم شود. علاوه بر این، فرض اراده بیمار می تواند مانع از جریان آزاد گفتگو در قرار گیری در محیط های دانشگاهی به روان درمانی شود. ممکن است این ادعاها سزاوار باشند. با این حال، این استدلال ها نمی توانند ظهور و محبوبیت این مفهوم را پاک کنند، که بر اهمیت شناخت، تعریف و مطالعه تأثیر نژادپرستی ظریف بر کسانی که در جوامع به حاشیه رانده شده هستند، تأکید می کند.