اتصالات از دست رفته

عنوان فرعی:

کشف علل واقعی افسردگی - و راه حل های غیر منتظره

چه کسانی این کتاب را بخوانند ؟

خلاصه:

اتصالات از دست رفته (2018) شما را به سفری تاریخی و علمی می برد که بسیاری از افسانه های طولانی افسردگی و دلایلی که بسیاری از ما با آن روبرو می شویم را آشکار می کند. در طول راه، یوهان هاری خوانندگان را با پیشرفت های برجسته ای در کشف راه حل های جدید برای افسردگی و اضطراب، آشنا می کند. این گفته یکی از کارکنان Blinkist است: "از 10 دانشمند بپرسید که علت افسردگی چیست و 20 پاسخ متفاوت خواهید گرفت. من همیشه از خودم می پرسیدم که مشکل فرهنگ مدرن که باعث افسردگی مردم می شود چیست؟ این کتاب قانع کننده ترین توضیحی است که تاکنون با آن روبرو شده ام. و قطعاً به دلیل عدم تعادل شیمیایی نیست. دلیل آن زندگی غریب افتاده توست، احمق!" - جوناس، سردبیر Blinkist

فصل ها:

  1. در این کتاب چه چیزی برای من وجود دارد؟ از ماهیت واقعی افسردگی و چگونگی رهایی از چنگال آن مطلع شوید.

    • احتمال این که شما، یا شخصی که می شناسید، با افسردگی مقابله کرده باشید بسیار بالاست. حقیقت تأسف آور این است که جنبه های بسیاری از فرهنگ پر آشوب، رقابتی و منزوی کننده امروزی به افسردگی به عنوان یک بخش بسیار رایج از زندگی مدرن کمک می کنند.

    • نویسنده یوهان هاری معتقد است که دلایل اصلی افسردگی مدتی است که به اشتباه فهمیده شده است، تا حدی به لطف شرکتهای قدرتمند دارویی با تأکید بر این ادعا که افسردگی در درجه اول ناشی از یک "عدم تعادل شیمیایی" در مغز است. همانطور که در مطالب بعدی خواهیم دید، این دلیل گسترده افسردگی روزمره نیست که بسیاری از افراد آن را تجربه می کنند.

    • مقصرهای واقعی شرایط زیستی نیستند، بلکه آسیب های روحی حل نشده، انزوا، ارزش های نابجا در موقعیت و پول و یا صرفاً یک محیط کار بد هستند. اما ناامید نشوید - ما همچنین خواهیم یافت که چگونه می توان با هر یک از این عوامل مقابله کرد یا آنها را بهبود داد و زندگی پر از افسردگی را به یک زندگی پر از امید و خیر و سعادت تبدیل کرد.

    • در این مطالب، خواهید فهمید

  2. برخلاف ادعاهای مطرح شده توسط شرکتهای داروسازی، افسردگی نتیجه یک عدم تعادل شیمیایی نیست.

    • نویسنده، یوهان هاری، 18 سال داشت که اولین داروی ضد افسردگی خود را مصرف کرد، اما تا آن زمان او سالها تجربه افسردگی را داشت.

    • حتی در دوران کودکی، هاری اکثر لحظات خود را به تنهایی در یک اتاق می گذراند و به طور غیرقابل کنترلی گریه می کرد. او فهمید که علائم افسردگی را تجربه می کند. وقتی برای معالجه به پزشک مراجعه کرد، پزشک توضیح داد که علت افسردگی عدم تعادل شیمیایی در مغز است که با تجویز داروهای ضد افسردگی قابل کاهش است.

    • برای هاری، این به معنای مصرف پکسیل، یکی از داروهای موجود در بازار بود که به عنوان مهارکننده های بازجذب سروتونین (SSRIs) طبقه بندی می شوند و ادعا می کنند که سطح سروتونین یک شخص را تا سطح سروتونین یک فرد "عادی" غیرافسرده افزایش می دهند.

    • مانند بسیاری از بیمارانی که برای اولین بار از SSRI استفاده می کنند، هاری کمی تسکین اولیه را تجربه کرد، اما دوام چندانی نداشت. بنابراین پزشک معالج دوز آن را بالا برد و منجر به تسکین در دوره دیگری شد که به دنبال آن افسردگی عود کرد و افزایش دیگری در دوز صورت گرفت.

    • یک مورد که هاری در مورد آن اطمینان داشت این بود که Paxil باعث می شد او بیش از حد معمول وزنش بالا رود و عرق کند. سرانجام، در دوران 30 سالگی، هاری با این حقیقت روبرو شد: پس از گذشت بیش از یک دهه از مصرف پاکسیل، او همچنان افسرده بود. پس از درک این موضوع، وی شروع به تحقیق گسترده ای در زمینه افسردگی و داروهای ضد افسردگی کرد و آنچه کشف کرد واقعاً تکان دهنده بود.

    • پس از صحبت با تعدادی از محققان، هاری دریافت که شواهد کمی برای اثبات این ادعا که عدم تعادل شیمیایی باعث افسردگی می شود، یا اینکه SSRI ها یک روش درمانی مؤثر برای همه افراد مبتلا به افسردگی است، وجود دارند.

    • در اواسط دهه 90، ایروینگ کیرش، استاد دانشگاه هاروارد، به بررسی دقیق تحقیقات در مورد داروهای ضد افسردگی پرداخت. آنچه که وی دریافت این بود که آزمایشات بالینی که توسط شرکتهای داروسازی منتشر می شود به منظور انتشار داروهای شان به طور معمول تحریف می شد.

    • به عنوان مثال، در طول آزمایشات بالینی برای Prozac ، 245 بیمار مورد آزمایش قرار گرفتند. اما در نتایج منتشر شده، فقط 27 بیماری که نتایج مثبتی را تجربه کردند ذکر شدند. در مورد Paxil، نتایج ویرایش نشده یک آزمایش بالینی نشان داد که بیماران نسبت به دارونما بهتر از داروهای واقعی واکنش نشان دادند.

    • کیرش همچنین ادعا ارتباط بین افسردگی و سروتونین عصبی شیمیایی را بررسی کرد. وی دریافت که این ارتباط "یک تصادف تاریخ" است که به موجب آن دانشمندان یافته های نادرست را تفسیر کرده اند و شرکت های داروسازی برای فروش مواد مخدر به این اطلاعات غلط رسیده بودند.

    • همانطور که استاد دانشگاه لندن، جانانا مونکریف به هاری گفت، وقتی صحبت از مغزهای مضطرب و افسرده می شود، "هیچ مدرکی مبنی بر وجود عدم تعادل شیمیایی وجود ندارد."

  3. هرگونه اثر بخشی در داروهای ضد افسردگی احتمالاً به دلیل اثر دارونما است.

    • باور کردن آنچه که هاری از محققان، یکی پس از دیگری، می شنید، برایش دشوار بود: شرکت های دارویی در حال تحمیل داستانی ساختگی به عموم مردم بی اطلاع بوده اند و پس از آزمایش های بی شماری، نشان داده شده که داروهای ضد افسردگی تأثیر ناچیزی دارند.

    • آنچه این موضوع به ما نشان می دهد این است که یک داستان - ساختگی یا واقعی - در تولید یک اثر دارونما چقدر مهم است.

    • قدرت اثر دارونما در جامعه پزشکی به خوبی شناخته شده است. یکی از داستان های معروف مربوط به هنری بیچر، یک پزشک جنگ جهانی دوم است که در حالی که سعی در معالجه سربازان زخمی بی پایان داشت، مورفینش تمام شد. او تصمیم گرفت به بیماران خود بگوید که به آنها مورفین می دهد، در حالیکه در واقع به آنها یک دارونما از آب قند می داد. نکته قابل توجه این بود که تزریقات باز هم درد را کاهش داده و بیماران وی را آرام می کرد.

    • شاید داستان عصای جادویی هایگارت بسیار جالب تر باشد: یک میله فلزی که در سال 1799 به عنوان یک معجزه درمانی به بیماران فروخته شد. تمام کاری که شما باید می کردید این بود که عصای جادویی را روی بیماری خود بچرخانید و باور کنید که شفا یافته اید! مطمئناً، بیماران به داستان معجزه آسا اعتقاد داشتند، زخم های آنها بهبود یافته و التهاب آنها آرام می گرفت - حداقل برای مدتی.

    • این موضوع نشان می دهد که قدرت اعتقاد چقدر قدرتمند است. با نگاهی به شواهد موجود در مورد داروهای ضد افسردگی، به نظر می رسد داروهایی مانند Paxil و Prozac تفاوت چندانی با عصای جادویی هایگارت ندارند. به افراد افسرده غالباً گفته می شود که سروتونین خیلی کمی در مغز خود دارند و این دارو به آنها سروتونین بیشتری می دهد، که باعث بهبود آنها می شود. دقیقاً مانند عصای جادویی قدرتمند، این منجر به فواید اولیه می شود که سرانجام از بین می رود.

    • ممکن است فکر کنید که از آنجا که اثر دارونما کمی تسکین را فراهم می کند، این اطلاعات غلط چندان بد نیست. اما اگر لیست طولانی از عوارض جانبی - از جمله افزایش وزن و اختلال عملکرد جنسی - را در نظر بگیرید، باعث می شود که این مزایای موقتی بیشتر سوال برانگیز باشد.

    • اگر علت افسردگی عدم تعادل شیمیایی نیست، پس چیست؟ همانطور که در مطلب بعدی خواهیم دید، بیش از یک دلیل برای احساس ناراحتی و ناامیدی وجود دارد.

  4. براساس این عقیده که افسردگی به دلیل شرایط دشوار زندگی ایجاد می شود، حداقل 9 دلیل رایج برای افسردگی وجود دارد.

    • اگر افسردگی مبتنی بر عدم تعادل شیمیایی نیست، پس علت اصلی چیست؟

    • نویسنده طبق تجربه شخصی، و طبق صحبت با محققان در مورد مطالعات گسترده در مورد افسردگی، نه دلیل اصلی افسردگی را پیدا کرد. آنچه همه آنها را به هم وصل می کند، این درک اساسی است که افسردگی در درجه اول به دلیل شرایط زندگی است.

    • در دهه 1970 ، جورج براون این فرضیه را بوجود آورد که علل افسردگی ممکن است دوگانه باشند: چیزی که در مغز اتفاق می افتد و اتفاقاتی در زندگی فرد رخ می دهد. برای فهمیدن درستی فرضیه اش، وی یک مطالعه گسترده را انجام داد که شامل 144 زن بود که قبلاً به افسردگی مبتلا شده بودند، و 344 زن دیگر که هرگز به این عارضه مبتلا نشده بودند. نکته مهم این بود که همه شرکت کنندگان دارای پیشینه اقتصادی یکسان بودند.

    • اگر علت افسردگی صرفاً به دلیل سطح سروتونین نباشد، نتایج باید نشان می دادند که تجربیات زندگی افراد تحت تأثیر خلق و خوی آنها نیست. با این حال، براون کشف کرد که 68 درصد از گروه مبتلا به افسردگی اخیراً در زندگی خود یک واقعه نگران کننده را تجربه کرده اند. وی دریافت که زنان افسرده در زندگی خود به احتمال سه برابر بیشتر دارای آنچه که او "عامل استرس زای مزمن طولانی مدت" می نامید، بودند.

    • مطالعه براون همچنین تفاوتهایی را در بین کسانی که به "افسردگی واکنشی" - اصطلاح بالینی افسردگی ناشی از واقعه - و "افسردگی درون زاد" مبتلا می شوند را نشان می دهد، که یک عدم تعادل شیمیایی به این ترتیب دسته بندی می شود. نکته قابل توجه این است که، نتایج نشان داد که هر گروه در گذشته مقدار تجربیات منفی برابری داشتند.

    • به عبارت دیگر، براون از یافتن این شواهد اثرگذار شگفت زده شد که دلایل اصلی افسردگی روانی و اجتماعی است نه زیستی. براون نتایج خود را در سال 1978 منتشر کرد، و حتی با وجود این که سایر مطالعات انجام شده توسط دانشمندان علوم اجتماعی در سراسر جهان از یافته های براون حمایت می کردند، بسیاری از افراد جامعه پزشکی همچنان سرسختانه بر انتقال دهنده های عصبی متمرکز شدند.

  5. اولین دلیل اصلی افسردگی، قطع ارتباط از کار معنادار است - چیزی که وقتی کارمندان احساس قدرت می کنند کاهش می یابد.

    • از طریق تحقیقات و مصاحبه های بی شمار، هاری 9 دلیل یا قطع ارتباط که منجر به افسردگی می شوند، و همچنین هفت راه برای ارتباط مجدد افراد را پیدا کرد.

    • اولین قطع ارتباط از کار معنادار است.

    • این امر شاید به بهترین وجه در آماری حیرت انگیز منعکس شده باشد که، از سال 2011 تا 2012، تنها 13 درصد مردم خود را "درگیر" در کار خود توصیف می کنند.

    • یکی از دقیق ترین مطالعات برای بررسی تأثیر کار بر سلامتی ما توسط روانپزشک مایکل ماروت در لندن در دهه 1970 انجام شد.

    • پس از مطالعه 18000 کارمند دولت بریتانیا، مارموت متوجه شد که روسای دارای مسئولیت های سنگین مستعد حمله قلبی نبودند - بلکه این روسا چهار برابر کمتر از دیگران احتمال حمله قلبی داشتند.

    • برای یافتن اینکه چه کسی بیشترین استرس و افسردگی را تجربه کرده است، مارموت افرادی با سطح دستمزد، موقعیت و حتی فضای کار اداری یکسان را بررسی کرد. نتایج واضح بود: افرادی که کنترل و اقتدار کمتری در تصمیم گیری های خود داشتند، با احتمال بیشتری دچار افسردگی می شدند.

    • عدم کنترل چقدر می تواند بد باشد؟ سالها بعد، هنگامی که کارمندان در اعداد هشدار دهنده خودکشی می کردند، از مارموت خواسته شد که به اداره امور مالیاتی انگلیس کمک کند.

    • مشکل این بود که کار همیشه تلنبار می شد و کارمندان نمی توانستند برای جلوگیری از این موضوع کاری انجام دهند. همچنین هیچ ارتباطی بین تلاش و پاداش وجود نداشت - به نظر نمی رسید که کسی اهمیت دهد که کارکنان سخت کار می کنند یا اهمال می کنند. آنطور که مارموت فهمید، احساس کلی عدم اقتدار چنان غیرقابل تحمل شده بود که مردم خودکشی می کردند.

    • خوشبختانه، روش هایی برای ارتباط مجدد با کار معنادار وجود دارد. در بالتیمور، نویسنده با صاحبان یک فروشگاه دوچرخه دیدار کرد که پاسخی برای مسئله عدم اقتدار یافته بودند: دموکراسی.

    • جاش، همسرش، و گروه کوچکی از دوستان، شغل خود را رها کردند تا در Bike Works بالتیمور شریک شوند - کسب و کار جدیدی که از "تعاونی هایی" که قبل از اواخر دهه 1800 در ایالات متحده محبوب بودند، الگو گرفته بود. آنها جلسات هفتگی برگزار می کردند که در آن به کلیه تصمیمات مهم رأی داده می شد و هر کسی می توانست برای ابراز نگرانی های خود موضوعی را مطرح کند.

    • هری با هر کس صحبت می کرد نسبت به زمان کار در مشاغل از بالا به پایین در Bike Works احساس اضطراب و افسردگی کمتری داشت. همسر جاش، مریدیت، دیگر شبهای پر از بی خوابی و آن احساس ترس و عصبانیت، که وقتی در آن کار اداری نه تا پنج مشغول بود او را به ستوه آورده بود، را نداشت.

  6. دلیل دوم افسردگی، قطع ارتباط با افراد دیگر است. راه حل آن تقویت روابط متقابل سودمند است.

    • ایالات متحده و انگلیس تمرکز جدی بر فردیت دارند، با کتابهایی که روی "خودیاری" تمرکز دارند و افرادی که شعارهایی مانند "فقط خودتان می توانید به خودتان کمک کنید" در فیسبوک به اشتراک می گذارند. اما این طرز فکر فردگرایانه معمولا طیف گسترده ای از تأثیرات بیرونی که بر وضعیت عاطفی ما تأثیر می گذارد را نادیده می گیرد.

    • یکی از مهم ترین موارد تأثیرگذار، رابطه ما با افراد دیگر است که ما را به دومین منبع مهم افسردگی می رساند: قطع ارتباط با دیگران.

    • تنهایی می تواند نقش مهمی در احساس استرس و افسردگی داشته باشد. دانشمند علوم اعصاب، جان کاسیوپو، نشان داد که تنهایی چگونه به طور مستقیم در افزایش ضربان قلب و سطوح بالاتر هورمون کورتیزول مرتبط با استرس نقش دارد. کاسیوپو در مطالعات خود در دهه 1990 دریافت که تنهایی حاد به همان اندازه مشت خوردن توسط یک غریبه باعث استرس می شود!

    • آنچه تنهایی را به ویژه خطرناک می کند این است که تنهایی می تواند یک وضعیت بد را بدتر کند. وقتی غمگین می شویم منزوی و گوشه گیر می شویم، که این تنهایی فقط بر اضطراب می افزاید.

    • برای ارتباط مجدد با دیگران، ما باید به ذات قبیله ای خود احترام بگذاریم و بخشی از یک جامعه سودمند دوجانبه باشیم که همه چیز را با یکدیگر تقسیم کنیم، به هم کمک کرده و از یکدیگر محافظت کنیم.

    • یک مثال شگفت انگیز از افرادی که از همبستگی بهره می برند در محله Kotti برلین اتفاق افتاد، کوتاه شده Kottbusser Tor، نام ایستگاه مترویی که این منطقه طبق آن نامگذاری شده است.

    • این ماجرا در سال 2011 آغاز شد وقتی اجاره ها در منطقه افزایش یافت. یک استفاده کننده ویلچر مسن به نام Nuriye از خانه اش بیرون شد، بنابراین یادداشتی را منتشر کرد که در آن قصدش برای خودکشی، به جای از دست دادن آپارتمان خود، را نشان می داد. همسایگان این یادداشت را دیدند، و خیلی زود جاده مقابل مجتمع آپارتمانی خود را بستند و نسبت به افزایش اجاره بها اعتراض کردند.

    • مسلمانان محافظه کار ترکیه، همجنسگرایان و جوانان ولگرد، همگی به نیروهای متحد پیوستند و جنبش خود را Kotti & Co نامیدند. هنگامی که این جنبش آغاز شد، همسایگان دریافتند که کنترل اجاره فقط یک راه بود که می توانستند در آن از یکدیگر حمایت کنند.

    • قبل از Kotti & Co، یکی از دانش آموزان دبیرستانی در آستانه ترک تحصیل بود، اما پس از پیوستن به اعتراض، با همسایه ای آشنا شد که به او در انجام تکالیف مدرسه کمک کرد و توانست نمرات خود را بهبود بخشد.

    • همچنین در بین اعضای این گروه یک مرد بی خانمان ترکیه ای به نام Tuncai وجود داشت. یک روز، این گروه دریافتند که Tuncai به زور به موسسه روانپزشکی بازگردانده شده است. اعضای این گروه برای نجات وی از آن موسسه گرد هم آمدند، زیرا همه می دانستند که عضویت در Kotti & Co به او هدف داده و به او کمک کرده است که بهتر شود.

  7. سومین دلیل افسردگی، قطع ارتباط از ارزشهای معنادار است، بنابراین از آنچه مهم است چشم پوشی نکنید.

    • یک کمپین تبلیغاتی اخیر در لندن پوسترهای یک زن باریک اندام و برنزه را با این سؤال که "آیا بدن ساحلی شما آماده است؟" به نمایش گذاشته است. مردم آنقدر از این تبلیغات عصبانی شدند که این کمپین متوقف شد، و نقاشی های دیواری روی تبلیغات دیگر نمایان شدند که می گفت "تبلیغات ذهن و فکر شما را به گند می کشد".

    • ظاهراً، مطالعات متعدد با نشان دادن اینکه جامعه مصرف کننده محور ما، چگونه ما را از ارزشهای معنادار جدا کرده و در نتیجه افسرده می کند، از این احساسات حمایت کرده است.

    • در قلب این قطع ارتباط دو نوع ارزش وجود دارد: ذاتی و بیرونی.

    • اگر پیانو را بخاطر لذتی که به شما می دهد می نوازید، از ارزش ذاتی انگیزه گرفته اید. اگر پیانو را صرفاً برای پول می نوازید، پس از ارزش بیرونی انگیزه گرفته اید.

    • به همین ترتیب، اهداف اصلی زندگی شما نیز می تواند تحت تأثیر هر دو نوع ارزش باشد. ده ها مطالعه نشان می دهد که تبلیغات چگونه ما را به سمت ارزش های بیرونی سوق می دهند، که اثبات شده است که کمتر رضایت بخش هستند.

    • تیم کاسر، روانشناس، مطالعات متعددی را انجام داده است که نشان می دهد هر چه انسانها بیشتر مصرف گرا و دارای ارزش های بیرونی باشند، بیشتر افسرده تر می شوند. در همین حال، کسانی که به اهداف ذاتی توجه می کنند، از جمله کمک به دیگران یا تبدیل شدن به یک موسیقی دان بهتر برای لذت بیشتر از آن، متوجه افزایش چشمگیری در روحیه خود می شوند.

    • اکنون ممکن است فکر کنید: "یک دقیقه صبر کن، خرید آیفون جدید باعث خوشحالی من خواهد شد!" اما یک سؤال از خود بپرسید: چرا باعث خوشحالی شما می شود؟

    • وقتی که وسواس خرید وسایل جدید یا کالاهای مصرفی دیگر را داریم، معمولاً به این دلیل است که می خواهیم از دیدگاه دیگران باحال یا تأثیرگذار به نظر رسیم. این بدان معناست که خوشبختی ما به عوامل و نظرات بیرونی متکی است، که یک روش پایدار و شاد برای زندگی نیست.

    • به همین ترتیب، وقتی ترفیع رتبه و پول بیشتر را دنبال می کنیم، معمولاً چیزهای با ارزشتری مانند روابط و گذراندن وقت با عزیزان را فدای این کار می کنیم.

    • نکته اصلی ارتباط مجدد با ارزشهای معنادار آگاهی از انگیزه های خود و زیر سوال بردن چیزی است که وقت و هزینه خود را خرج آن می کنید. این موضوع به شما کمک می کند تا روی آنچه برای شما واقعاً معنادار است تمرکز کنید.

    • تیم کاسر با پیدا کردن ده هکتار زمین صلح آمیز در ایلینویز غربی، که در آن خانواده اش می توانند بر باغداری، فعالیت، کار داوطلبانه و چیزهایی که زندگی آنها را غنی می کند، متمرکز شوند، تحقیقات خود را مورد توجه قرار داده است.

  8. چهارمین علت افسردگی، قطع ارتباط از آسیب های روحی دوران کودکی است.

    • در طول سال ها بحثهای زیادی در مورد "بیماری همه گیر چاقی" صورت گرفته است، که معمولاً این بحث ها در مورد یادگیری عادات غذایی بهتر و ورزش بیشتر است. با این حال، آنچه ذکر نشده است، نقشی است که افسردگی و تروما می توانند در افزایش وزن ایفا کنند.

    • در دهه 1980، دکتر وینسنت فلیتی یک مطالعه جالب توجه در مورد چاقی انجام داد که نشان داد جدا شدن از آسیب های گذشته مان چگونه می تواند به افسردگی منجر شود.

    • جالب اینجاست که دکتر فیلیتی تصمیم نداشت که این ارتباط را برقرار کند. درعوض، مطالعه وی شامل این بود که آیا رژیم غذایی روزه ای شدید می تواند به گروهی از افراد چاق کمک کند تا سریع و ایمن وزن خود را کاهش دهند. در ابتدا، نتایج چشمگیر بود: یک زن به نام سوزان از وزن 408 پوند به 132 پوند رسید. اما وقتی سوزان و بقیه به سرعت مجددا افزایش وزن پیدا کردند، دکتر فلیتی شگفت زده شد.

    • دکتر فیلیتی با این احساس که چیز دیگری در جریان است، شروع به صحبت با شرکت کنندگان در مورد زندگی شان کرد. وی از کشف این واقعیت که 55 درصد از آنها در گذشته مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته بودند و اینکه بلافاصله پس از این وقایع اضافه وزن پیدا کرده بودند، شوکه شد. سوزان پس از مورد تجاوز قرار گرفتن توسط پدربزرگش هنگام 11 سالگی، اضافه وزن پیدا کرده بود.

    • اما چرا افزایش وزن؟ همانطور که برخی از شرکت کنندگان اظهار داشتند: "افراد چاق نادیده گرفته می شوند." یعنی بزرگتر شدن باعث شد که از توجه مردانه ناخواسته در امان باشند.

    • پس از آنکه دکتر فلیتی تحقیقات خود را گسترش داد و 17000 نفر در منطقه سن دیگو را پوشش داد، شواهد همچنین نشان داد که هرچه دوران کودکی شما بیشتر دردناک بوده باشد، احتمال افسردگی شما بیشتر است. طبق این مطالعه، سوء استفاده عاطفی تأثیرگذارترین عامل است - حتی بیشتر از سوءاستفاده جنسی.

    • این نتایج هم برای مجلات پزشکی و هم برای آژانسهای بهداشت عمومی شگفت آور بود زیرا حمله دیگری علیه اعتقاد گسترده مبنی بر اینکه افسردگی یک اختلال عملکرد مغز است بود.

    • این مطالعه نشان داد که سوال مناسب این نیست که "چه چیزی اشتباه است؟" بلکه این است که "چه اتفاقی افتاده است؟". با تصدیق و گفتگو در مورد آسیب های روحی گذشته، افراد می توانند با وقایع نگران کننده در زندگی خود ارتباط برقرار کرده و شروع به فراموش کردن و عبور از آنها کنند.

    • نویسنده گذشته دردناک خاص خود را دارد - در کودکی با یک سیم برق مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود. هنگامی که او شروع به تصدیق این موضوع کرد، توانست جلوی این احساس که او لایق اتفاقات بدی است که برایش رخ داده و خودش مقصر آنهاست را بگیرد.

  9. پنجمین علت افسردگی، جدا شدن از مقام و احترام است، و علت ششم قطع ارتباط از طبیعت است.

    • مردم عنترها و شامپانزه های کوتوله را فقط به این دلیل که تماشای آن ها جالب است مطالعه نمی کنند. این حیوانات عموزاده های اصلی ما هستند و چیزهای زیادی برای یادگیری ماهیت انسان دارند.

    • اول از همه، این مسئله وجود دارد که جایگاه و احترام چقدر برای رفاه ما مهم است، و اینکه چگونه قطع ارتباط از این موارد می تواند به افسردگی منجر شود.

    • عنترها در یک سلسله مراتب سختگیرانه زندگی می کنند: آلفای نر می تواند از هر کس که بخواهد غذا بگیرد، شماره دو می تواند از شماره سه و به همین ترتیب غذا بگیرد تا جایی که در نهایت به یک عنتر فقیر برسند.

    • محقق رابرت ساپولسکی با آزمایش میزان کورتیزول عنترها، دریافت که موجوداتی در سطح پایین هستند دارای استرس بسیار بالایی هستند. وی همچنین دریافت که آلفای نر هنگام به چالش کشیدن یک نر دیگر استرس زیادی دارد.

    • برای انسان ها، روشهای مختلفی وجود دارد که می توانند باعث ایجاد احساس پست بودن شوند - از جمله قرار گرفتن در معرض آگهی هایی که نشان می دهد ما بدون داشتن پول زیاد و بدن ایده آل چیزی نیستیم.

    • مطالعات همچنین نشان می دهد که مکانهایی که شکاف بیشتری در ثروت دارند، مانند ایالات متحده، دارای افسردگی بالاتری نسبت به مکانهایی هستند که در آن دستمزدها تقریبا برابر هستند، مانند نروژ. ما به عنوان یک جامعه می توانیم یا محیط های استرس زا و دلهره آور ایجاد کنیم که دارای سلسله مراتب سختگیرانه ای هستند، یا محیط هایی که در آن جایگاه و احترام به طور مساوی استفاده می شوند.

    • یکی دیگر از دلایل افسردگی که می توان در پستانداران مشاهده کرد قطع ارتباط از طبیعت است.

    • ایزابل بنکه از 20 سالگی "ماهیت انسان" را مورد مطالعه قرار داده و شاهد بوده است که چگونه شامپانزه های کوتوله در طبیعت با استرس مقابله می کنند. هنگامی که آنها از تیمار دست می کشند و جدا از بقیه می نشینند، مشخص است که افسرده اند. اما هنگامی که آنها از طبیعت دور شوند، اوضاع بسیار بدتر می شوند: آنها تا زمانی که خونریزی کنند خود را می خراشند، زوزه می کشند و جلو و عقب می روند.

    • طبیعت برای ما نیز مهم است. مطالعات نشان می دهد که مردم محلات سبزتر استرس و ناامیدی کمتری را تجربه می کنند، حال آنکه غرق شدن در طبیعت باعث کاهش افکار وسواسی و افزایش تمرکز می شود.

  10. هفتمین علت افسردگی، قطع ارتباط از آینده امیدوار و ایمن است.

    • اگر دچار دوره ای از افسردگی شده باشید، به احتمال زیاد این احساس را داشته اید که این دوره پایان نمی یابد. این یکی از صفاتی است که افسردگی را بسیار قدرتمند می کند - نمی توانید عبور کردن از آن را تصور کنید. چنین ناتوانی در دیدن آینده با قطع ارتباط از احساس امید و امنیت همراه است.

    • یکی از اصلی ترین دلایلی که ما نسبت به آینده احساس ناامیدی می کنیم قطع ارتباط از احساس کنترل مان بر سرنوشت خودمان است.

    • در کانادا، یک همه گیری از خودکشی ها در جوامع بومی آمریکایی رخ داده است. وقتی روانشناس مایکل چندلر این موضوع را بررسی کرد، فهمید که این خودکشی ها در بین ساکنان شرکت های تحت کنترل دولت صورت می گیرد - جوامعی که در آنها دولت مدارس را تحت کنترل خود دارد، قوانین را اعمال می کند و هیچ اختیاری به ساکنان نمی دهد.

    • چندلر همچنین متوجه شد که برخی شروط برای مطالبه زمین آنها وضع شده بودند. در این جوامع، بومیان آمریکایی انتخابات، پلیس، خدمات درمانی را کنترل می کردند و حتی می توانستند با تدریس زبان های مادری خود در مدارس، آنها را احیا کنند. چندلر دریافت که در جایی که مردم کنترل سرنوشت خود را در دست داشتند، همه گیری خودکشی رخ نداده بود.

    • قطع ارتباط از احساس امنیت عامل قدرتمند دیگری است که بر رفاه ما تأثیر می گذارد.

    • یک نمونه دیگر از کانادا: در سال 1973، شهر مانیتوبا داوفین محل آزمایش بود که حداقل دستمزد اتوماتیک معادل 19000 دلار در سال به پول امروز را در اختیار مردم قرار می داد. این قانون در سال 1979 توسط یک دولت محافظه کار جدید که از این مفهوم ابراز نارضایتی کرد، لغو شد، اگرچه هنوز 1800 جعبه داده از این آزمایش وجود دارد.

    • داده ها نشان می دهد که تنها در سه سال، تعداد افرادی که به دنبال کمک پزشکی برای اختلالات خلقی بودند، 9 درصد کاهش داشته است. افرادی که در آن زمان زندگی کردند، به یاد می آورند که این پول چگونه برای یک شهر کشاورزی که سرنوشت آن تا حد زیادی به محصولات کانولا وابسته بود، مانند یک بیمه نامه عمل کرد.

    • به محض دریافت دستمزدهای خودکار، ساکنان کمتر نگران آینده فرزندان خود بودند و می توانستند از این پول برای دسترسی به تحصیلاتی استفاده کنند که در غیر این صورت نمی توانستند از پس هزینه آن برآیند.

    • به عبارت دیگر، حداقل دستمزد خودکار به افراد کمک می کرد تا با احساس آینده خود و با کار معنادار، دوباره ارتباط برقرار کنند.

  11. ژن ها و تغییرات مغز علل نهایی افسردگی هستند، اما تأثیر آنها محدود است.

    • در حالی که یک مورد شدید علیه ماجرای افسردگی ناشی از عدم تعادل شیمیایی در مغز وجود دارد، این بدان معنی نیست که هیچ عامل بیولوژیکی در افسردگی دخیل نیست.

    • مغز شما همیشه در حال تغییر است. در علوم، به این موضوع نوروپلاستی (انعطاف پذیری عصبی) گفته می شود. ممکن است مسئله این باشد که مغز به گونه ای تغییر می کند که از افسردگی پشتیبانی می کند.

    • ما می توانیم شواهدی از نوروپلاستی را در اطراف خود مشاهده کنیم. به عنوان مثال، اگر شما در لندن یک راننده تاکسی باشید که باید همه مسیرهای شهر را به خاطر بسپارید، ناحیه ای از مغز شما که مربوط به شناخت مکانی است قوی تر می شود.

    • به همین ترتیب، اگر به جای شادی و لذت، بیشتر وقت خود را صرف افکار ترس و ناامیدی کنید، نواحی مرتبط با احساسات مثبت تضعیف می شوند، در حالی که نواحی مرتبط با احساسات منفی تقویت می شوند.

    • شما همچنین ممکن است شنیده باشید که افسردگی ارثی است - در ژن های شما وجود دارد و شما محکوم به تحمل سرنوشتی مانند بستگان افسرده خود هستید. اما این موضوع بطور فاحشی ماهیت واقعی ژنتیک را تحت الشعاع قرار می دهد.

    • تحقیقات نشان می دهد که ژنها تنها 37 درصد موارد افسردگی را شامل می شوند. برای بررسی دقیق تر آن، می توان گفت 90 درصد قد توسط ژنهای شما تعیین می شود، و این درصد هنگام تعیین زبان شما به صفر می رسد. بنابراین، وقتی صحبت از دلایل افسردگی می شود، ژنتیک نقش نسبتاً کمی ایفا می کند.

    • به بیان دقیق تر، محققان دریافتند که نوعی ژن معروف به 5-HTT وجود دارد که می تواند شما را مستعد افسردگی کند. این بسیار شبیه به داشتن ژنی است که می تواند شما را مستعد افزایش وزن کند - قابل توجه است، اما باعث افزایش وزن نمی شود.

    • محققان بر این باورند دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می شود افراد بر این نظر پافشاری کنند که علل بیولوژیکی برای افسردگی وجود دارد.

    • اولا، هنوز هم داشتن افسردگی ننگ محسوب می شود. بنابراین، وقتی کسی شما را با آن روبرو می کند، اغلب راه ساده تر و آسان تر این است که درد و رنج خود را به زیست شناسی نسبت دهید تا ترکیبی از عوامل در زندگی خود.

  12. تجویز اجتماعی راه حلی است که افراد را به همدیگر پیوند می دهد و به کار معنادار وا می دارد.

    • ما نه دلیل افسردگی را که هاری شناسایی کرده، پوشش داده ایم و برای بیشتر این قطع ارتباطات، یک اتصال مجدد آشکار وجود دارد: اتصال مجدد به افراد دیگر، کار معنادار، ارزش های معنادار، آینده ای امیدوارکننده و اذعان و غلبه بر تروما.

    • دو اتصال مجدد آخر مربوط به راه های مبارزه فعال با افسردگی است. اولین مورد از طریق چیزی به نام تجویز اجتماعی صورت می گیرد.

    • هنگام آشنایی با دکتر اوردینگتون، لیزا کار خود را به عنوان پرستار در بیمارستان لندن ترک کرده بود. پس از شکایت از اینکه همکاران وی با بیماران بخش روانپزشکی بدرفتاری کرده بودند، همکاران لیزا به او حمله کردند و کارش را غیرقابل تحمل ساختند. با بزرگ شدن در خانه ای که در آن به شدت اذیت می شد، نتوانست آزار و اذیت در محل کار را تحمل کند. بنابراین یک روز دیگر سر کار نرفت.

    • در همین زمان، لیزا شروع به مصرف پروزاک کرد، که باعث افزایش وزن او شد. برای هفت سال آینده، او از خودش بدش می آمد و تنها از خانه خارج می شد تا غذای ناسالم بخرد. سپس یک روز، او شجاعت پیروی از توصیه های پزشک خود و بازدید از کلینیک شرق لندن که توسط دکتر سام اورتینگتون اداره می شد را پیدا کرد.

    • دکتر اورینگتون به جای تجویز داروهای بیشتر، تجویز اجتماعی به لیزا داد که شامل همکاری با گروه کوچکی از افراد جدا شده دیگر بود تا یک قطعه متروکه از بیابان های لندن را به یک باغ سالم تبدیل کنند. همه چیز به طور آزمایشی شروع شد، و افراد در کنار یکدیگر کمی حس محفوظ بودن داشتند. اما همه آنها توافق کردند که این چالش را بپذیرند و اصول اولیه باغبانی و چگونگی اصلاح قطعه متروکه را یاد بگیرند.

    • با انجام این کار، آنها سفره دلشان را برای یکدیگر باز کردند و فهمیدند که مشترکات زیادی دارند. لیزا هرگز فکر نمی کرد که زندگی ای مشابه زندگی یک پیرمرد آسیایی داشته باشد، اما او نیز در کار مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود.

    • شکوفا کردن باغ و دریافت تشکر از مردم محله بسیار رضایت بخش بود. سرانجام، لیزا مصرف پروزاک را ترک کرد، وزنش 62 پوند کاهش یافت و برای افتتاح مرکز باغبانی خود به ولز نقل مکان کرد. اما اگر او این نسخه اجتماعی را از دکتر اورینگتون دریافت نمی کرد هیچ یک از اینها اتفاق نمی افتاد.

  13. داروهای روانگردان و مدیتیشن می توانند به افراد کمک کنند تا خودپسندی را از بین ببرند و شادی دلسوزانه پیدا کنند.

    • یکی از علائم افسردگی همان چیزی است که فرد بارت روانشناس آن را "اعتیاد به خود" می نامد. ما نمی توانیم راهی برای فرار پیدا کنیم زیرا بیش از حد جذب خودمان شده و با خودپسندی - یا احساس خودستایی - کور شده ایم.

    • برای رهایی از خودپسندی و جور دیگر دیدن چیزها، نوعی دارویی متفاوت وجود دارد که بسیاری از افراد افسرده از آن بهره مند شده اند - روانگردان.

    • در دانشگاه جان هاپکینز، روانشناس بیل ریچاردز در حال آزمایش اثرات psilocybin - روانگردانی که در بسیاری از گونه های قارچ یافت می شود - بر افسردگی بوده است. نتایج به طور یکنواختی امیدوارکننده بوده اند.

    • پس از سه جلسه، که بیل با دقت بیماران را از طریق تجربه راهنمایی می کند، 80 درصد این تجربه را داشتند که خود را یکی از پنج چیز مهم در زندگی خود بدانند. نتایج نشان می دهد که روانپزشکی به افراد کمک می کند تا آسیب های روحی گذشته را تصدیق و بر آنها غلبه کنند، با طبیعت در ارتباط باشند، از خودپسندی رها شوند و مشکلات گذشته خود را درک کنند و آینده ای بهتر و مملو از امکانات داشته باشند.

    • بسیار عالی به نظر می رسد، درست است؟ خب، اینطور نیست که هیچ مانعی در کار نباشد. یک مشکل این است که مزایای درمان باید بطور فعال پایدار باشد. هنگامی که افراد به زندگی روزمره باز می گردند، ممکن است از مزایای ذکر شده در بالا چشم پوشی کنند.

    • یک رویکرد کم خطرتر که مؤثر نشان داده شده است شامل مدیتیشن است.

    • بیشتر افراد گفته اند بینش خود را از طریق آزمایشات روانپزشکی به دست آورده اند، دیگران از کسب آن از طریق مراقبه عمیق سخن گفته اند. این امر نیاز به نظم و تمرین دارد، اما مدیتیشن می تواند به شما در پرورش شادی دلسوزانه - راه حل دیگر برای افسردگی - کمک کند.

    • شادی دلسوزانه به معنای خوشحالی برای دیگران، رهایی از حسادت و رشک، و در آغوش گرفتن شادی با پرورش احساسات خود در مورد اطرافیان خود است.

    • شما می توانید از طریق جلسات منظم مراقبه به این مهم دست یابید، که در آن همان حس شادی و دلسوزی که برای عزیزان دارید را نسبت به غریبه ها تصور می کنید. سپس می توانید این احساس شادی را نسبت به افرادی که آنها را دوست ندارید یا به آنها حسادت می ورزید، بسط دهید. با کمی تمرین و تکرار، می توانید احساس شادی و آرامش بیشتری را تجربه کنید.

  14. خلاصه نهایی

    • پیام اصلی در این مطالب:

    • شرکت های داروسازی در حال خوراندن این داستان به مردم بوده اند که افسردگی ناشی از عدم تعادل شیمیایی در مغز است. تحقیقات شواهد کمی برای تأیید این ادعا نشان می دهد. نه علت اصلی افسردگی وجود دارد، از تروما و تنهایی گرفته تا قطع ارتباط از ارزش های معنادار و طبیعت. خوشبختانه، هفت راه نیز وجود دارد که می توانیم با آنها خود را بهبود بخشیم، از جمله تصدیق قطع ارتباطات و تجدید نظر در مورد ارزشهای مان.

    • توصیه عملی:

    • با مراقبه شادی دلسوزانه را تمرین کنید.

    • چشمانتان را ببندید و یک اتفاق خارق العاده که برای شما رخ می دهد را تصور کنید، مثل عاشق شدن. بگذار آن شادی در شما جاری شود. سپس، تصور کنید که این شادی برای کسی که از او مراقبت می کنید اتفاق می افتد و اجازه می دهد شادی جاری شود ... سپس، تصور کنید که این اتفاق برای کسی رخ می دهد که خیلی خوب او را نمی شناسید، بگذارید شادی جاری شود ... حال تصور کنید که این شادی برای کسی که دوستش ندارید رخ می دهد و بگذارید شادی جاری شود ... سرانجام، تصور کنید که این شادی برای کسی که واقعاً او را دوست ندارید، یا شاید کسی که باعث حسادت شماست، رخ می دهد و اجازه دهید شادی جاری شود ...

    • اگر هر روز 15 دقیقه این کار را انجام دهید، احساس حسادت کم کم از بین می رود و ظرفیت جدیدی برای احساس شادی در درون شما شروع به شکوفایی خواهد کرد.

    • بازخورد دارید؟

    • ما مطمئناً دوست داریم نظرات شما را درباره محتوای مان بشنویم! فقط کافی است یک ایمیل با نام این کتاب به عنوان موضوع به remember@blinkist.com ارسال کنید و نظرات خود را با ما به اشتراک گذارید!

    • پیشنهاد بعدی برای مطالعه: ظهور از تاریکی نوشته کریستین هال

    • کتاب "ظهور از تاریکی: چگونه می توان از طریق رفتار درمانی شناختی و روانشناسی مثبت بر افسردگی غلبه کرد" (2015) تکنیک هایی که هر کس می تواند برای غلبه بر افسردگی از آن استفاده کند را توضیح می دهد. این مطالب دلایل افسردگی را کشف کرده و استراتژی های کوتاه و بلندمدتی را که خوانندگان می توانند از آنها برای تهیه یک برنامه بهبود استفاده کنند، مشخص می کنند.