تاریخچه کوتاهی از برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا)

عنوان فرعی:

از ورود بریتانیا به اتحادیه اروپا تا پشتیبان

چه کسانی این کتاب را بخوانند ؟

خلاصه:

تاریخچه کوتاهی از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (2019) رابطه پیچیده انگلستان با اروپا را از منظر تاریخی توضیح می دهد. با شروع نگرانی های پس از جنگ در مورد ادغام و پایان دادن به مذاکرات آشفته خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این کتاب داستان توافق های اقتصادی و تقسیمات سیاسی را بیان می کند که همانطور که ما صحبت می کنیم اروپا را شکل می دهد.

فصل ها:

  1. در این (کتاب) چه چیزی برای من وجود دارد؟ دوره سقوط خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا.

    • در انگلیس معاصر، چیزی وجود ندارد که کشور را کاملاً مانند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تقسیم کند. خانواده ها از هم پاشیده، مناطق درگیر و احزاب سیاسی در جنگ داخلی همه جانبه هستند. فهمیدن چگونگی رسیدن به چنین پادشاهی نامتحدی هرگز چنین اهمیتی نداشته است. و این دقیقاً همان کاری است که کتاب تاریخچه کوتاهی از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا میخواهد انجام دهد.

    • موضوع اصلی این کتاب این است که مشکلات امروز فقط از طریق وقایع دیروز قابل درک است. این کتاب که برای عموم نوشته شده و نه سیاستمداران، عوامل بلند مدت و کوتاه مدتی که منجر به همه پرسی ژوئن 2016 و مذاکرات پس از آن شد را با زبان قابل فهمی توضیح می دهد.

    • در این مطالب، شما خواهید فهمید:

  2. نگرش انگلستان نسبت به ادغام در اروپا همیشه نامطمئن بوده است.

    • انگلیس در 23 ژوئن 2016 به ترک اتحادیه اروپا رای داد. این تصمیم برخی را خوشحال کرد، دیگران را وحشت زده کرد و بسیاری را شوکه کرد - اروپایی ها و غیر اروپایی ها. برای بسیاری از بریتانیایی ها، انگلیس داخل اتحادیه اروپا تنها انگلیسی بود که تاکنون می شناختند و ترک اتحادیه نمایانگر جهانی جدید شجاعانه و یا آینده ای بسیار تاریک بود.

    • اما این تصمیم به صورت خودبخودی مانند یک روداد ناگهانی به نظر نرسید. در عوض، ریشه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به دهه ها قبل برمی گردد. و در قلب آن چیزی وجود دارد: یک دوگانگی طولانی مدت به سمت یکپارچه سازی شدید اروپا، که ناشی از سنت پسندیده نشدن موسسات فراملیتی است.

    • اتحادیه اروپا امری فرا ملی است، زیرا کشورهای عضو موافقت می کنند که بخشی از حاکمیت خود را در مؤسساتی مانند پارلمان اروپا در بروکسل و دیوان عدالت اروپا در استراسبورگ جمع کنند. این امر باعث ایجاد تنش در هر کشور می شود زیرا برخی سیاستمداران و اعضای جامعه آن را مانند تحویل قدرت ملی به مأموران دولتی بروکسل می دانند. اما برخی از کشورهای اتحادیه اروپا این احساسات را بیشتر از سایرین درک کرده اند - و از نظر تاریخی، در انگلیس نیز چنین بوده است.

    • ایجاد انجمن ذغال سنگ و فولاد اروپا (ECSC) را در سال 1951 را در نظر بگیرید. این اولین گام برای ایجاد اتحادیه اروپا بود که اعضای آن - بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، فرانسه، ایتالیا و آلمان غربی - موافقت کردند که تولید ذغال سنگ و فولاد خود را در کنار هم جمع کنند و اداره آن توسط یک مقام بالاتر انجام شود.

    • و در حالی که بریتانیا به طور کلی طرفدار همکاری با همسایگان اروپایی خود بود، به دلیل ماهیت فرا ملی انجمن ذغال سنگ و فولاد اروپا (ECSC) آن را دوست نداشت.

    • دقیقاً چه چیزی را دوست نداشت؟ اول اینکه، دولت کارگر آن زمان ترس داشت که انجمن در واردات ذغال سنگ و فولاد از سراسر امپراتوری انگلیس تداخل کند، و آنها برای جلوگیری از این امر ناتوان باشند. همچنین، حزب کارگر به تازگی خون بهای پادشاه را پرداخته بود تا صنعت ذغال سنگ را ملی کند و آن را تحت کنترل دولت قرار دهد.

    • در پایان، انگلیس عضو ECSC نشد. و گرچه این انجمن به موفقیت چندانی نرسید، اما دو اصل مهم را ایجاد کرد: اول، ادغام نزدیکتر اروپا از طریق نهادهای فراملی. دوم، به حاشیه راندن نفوذ انگلیس در روند ادغام.

    • بنابراین، نگرش انگلیس نسبت به ادغام اروپا دقیقاً از ابتدا مبهم بود. محوریت این احساس نگرانی از دست دادن حاکمیت ملی - به ویژه در مورد روابط تجاری انگلیس با امپراتوری در حال تجزیه آن بود. و، همانطور که اکنون خواهیم دید، این رابطه برای درک خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بسیار مهم است.

  3. تاریخ امپراتوری انگلیس موضع آن را در مورد پروژه اروپا پیچیده می کند.

    • کلمات زیادی وجود دارد که می توانید برای توصیف امپراتوری بریتانیا از آنها استفاده کنید، و قطعاً "بحث برانگیز" یکی از آنهاست. بعضی از انگلیسی ها از گذشته امپراتوری خود شرمنده هستند؛ دیگران آن را دوران طلایی و منبع مداوم غرور ملی می دانند.

    • با این وجود، پس از جنگ جهانی دوم، انگلیس می دانست که امپریالیسم در حال به پایان رسیدن است و قدرت را به طور مستقل به مستعمرات خود منتقل می کند. بسیاری از کشورها که استقلال خود را از انگلیس به دست آورده بودند، مشترک المنافع شدند - گروهی از ملل برابر و مستقل که با یک تاریخ مشترک به هم گره خوردند. تجارت در بین این کشورها رونق گرفت و به نفع همه بود.

    • اما تجارت انگلیس با کشورهای مشترک المنافع همچنین باعث ایجاد مشکلات نزدیکتر به خانه شد.

    • به این دلیل که همزمان با ادغام اروپا در مرحله بعدی خود، انگلستان می خواست مشمول شود و به مستعمرات سابق خود اولویت دهد.

    • در این زمینه، بریتانیا و ECSC در سال 1955 برای گفتگو در مورد کاهش موانع تجارت - از همه مهمتر، تعرفه واردات - گرد هم آمدند. بریتانیایی ها می خواستند یک منطقه تجارت آزاد ایجاد کنند، که به معنای عدم تعرفه کالاها و خدمات بین اعضا بود، و همچنین به این معنا بود که اعضا می توانستند در مورد توافق های تجاری با کشورهای خارج از منطقه - مثلاً کانادا یا برزیل - مذاکره کنند.

    • اما مشکلی در مناطق تجارت آزاد وجود دارد. از آنجا که اعضا سیاست های تجاری متفاوتی با کشورهای خارجی دارند، مالیات بندی صحیح کالاهای وارد شده از خارج از منطقه دشوار است.

    • تصور کنید که گوشت گاو استرالیا می توانست بدون هزینه به انگلیس وارد شود، اما در فرانسه با 10 درصد تعرفه مواجه شود. برای جلوگیری از واردات گوشت گاو استرالیا بدون تعرفه به فرانسه، این کشور باید تمام واردات گوشت گاو از انگلیس را بررسی کند تا تأیید کند از کدام کشور آمده است. این کار دشوار است و به وقت و هزینه نیاز دارد.

    • راه حلی برای این امر، که کشورهای ECSC ترجیح داده اند، اتحادیه گمرکی است. این امر تعرفه های بین کشورهای عضو را مانند منطقه تجارت آزاد از بین می برد، اما همچنین آنها را ملزم می کند که همان تعرفه را به کشورهای خارجی تحمیل کنند. اگر فرانسه و انگلیس هر دو به طور یکسان به گوشت گاو استرالیا مالیات دهند، دیگر نیازی به بازرسی در واردات گوشت گاو انگلیس و تأیید منشاء آنها نخواهد بود. کنترل های مرزی کمتر، صرفه جویی بیشتر در هزینه ها.

    • اما سیاستمداران انگلیس اتحادیه گمرکی را با رفتار ارجحانه ای که به تجارت مشترک المنافع داده اند ناسازگار دانستند. در نتیجه، هنگامی که پیمان رم در سال 1957 امضا شد، امضای انگلستان غایب بود. کشورهای ECSC اتحادیه گمرکی خود را بدست آوردند و به عضویت انجمن اقتصادی اروپا (EEC) درآمدند.

    • بریتانیا سعی کرد با تمایل به تجارت اروپایی بیشتر، تعهدات مشترک المنافع را متعادل کند، اما نتوانست.

  4. بریتانیا با کنار گذاشتن انجمن ذغال سنگ و فولاد اروپا (ECSC) و اتحادیه اقتصادی اروپا (EEC)، بر ایجاد اتحادیه تجارت آزاد اروپا پافشاری کرد.

    • هنگامی که آخرین بار به انگلستان نگاه کردیم، تازه خود را از اتحادیه گمرکی با سه اقتصاد بزرگ اروپایی خارج کرده بود. از این گذشته، این کشور منکر موضع ارزشمند رهبری برای خود در اروپا شد. سیاستمداران آن این مسئله را به رسمیت شناختند و سراسیمه تلاش کردند تا اوضاع را بهبود بخشند.

    • برای برابر کردن شرایط، انگلیس با بسیاری از کشورهای اروپایی - از جمله کشورهای عضو اتحادیه اروپا - درباره ایجاد سازمان متفاوتی که متناسب با منافع آنها باشد، گفتگو را آغاز کرد: اتحادیه تجارت آزاد اروپا (EFTA).

    • و اینجاست که میراث امپراتوری انگلیس دوباره آشکار می شود. اقتصاد صنعتی این کشور با بیشتر اقتصادهای کشاورزی اروپا مانند فرانسه، هلند و ایتالیا متفاوت بود. به همین دلیل، انگلیس کالاهای کشاورزی را از طریق کشورهای مشترک المنافع با تعرفه کم وارد می کرد.

    • بنابراین سیاستمداران انگلیس تصمیم گرفتند که EFTA یک منطقه تجارت آزاد باشد - فقط برای کالاهای صنعتی. این امر مانع اتحادیه گمرکی شد و برای اقتصاد صنعتی انگلستان مناسب بود. EFTA پیشنهادی همچنین مبتنی بر همکاری دولت بود نه براساس قوانین تعیین شده توسط مقامات بالاتر، چیزی که ما می دانیم ترجیح انگلستان بوده است.

    • اما برنامه ریزی به نفع انگلیس به معنای آن بود که EFTA تقریباً موفق نشد.

    • این بدان دلیل است که، با تمرکز بر ایجاد معامله قابل قبول در خانه، سیاستمداران انگلیسی هیچ توجهی به منافع سایر کشورها نکردند. صادرات کشاورزی بخش مهمی از اقتصاد کشورهای دیگر در مذاکرات EFTA بود، اما توافق نامه تجارت آزاد شامل آنها نمی شود. انگلستان در مذاکرات منزوی شده بود و بسیار خودمحور به نظر می رسید. علاوه بر این، اتحادیه اروپا به تازگی ایجاد شده بود و شامل اتحاد سیاسی جزئی بود. کشورهای عضو اتحادیه اروپا، EFTA را باعث تضعیف وحدت سیاسی تازه کار خود می دانستند، و فرانسه این توافق را وتو کرد.

    • اما انگلستان پریشان نشد و بلافاصله مذاکرات را در ژنو آغاز کرد تا یک منطقه تجاری آزاد که شامل کشورهای اسکاندیناوی، اتریش، سوئیس و پرتغال بود را ایجاد کند. در سال 1960، این کشورها کنوانسیون استکهلم را امضا کردند و EFTA را تأسیس کردند. بر اساس تجارت آزاد کالاهای صنعتی از طریق همکاری دولت، این بلوک تجاری جدید به شدت بازتاب کننده ترجیحات انگلیس بود.

    • بنابراین اکنون دو بلوک تجاری وجود دارد: EEE و EFTA. اگر با ظرافت برخورد نمی شد، اروپا باید خطر جنگ تجاری ویرانگر را می پذیرفت. خوشبختانه، انگلیس EFTA را به عنوان یک جایگزین رقیب در نظر نداشت. آنچه در ذهن داشت را در مطلب بعدی خواهیم دید.

  5. هنگامی که EFTA نتوانست تجارت آزاد در سراسر اروپا را در سال 1961 بدست آورد، انگلیس درخواست عضویت در اتحادیه اقتصادی اروپا (EEC) را صادر کرد.

    • در مذاکرات فعلی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، انگلیسی ها غالباً متهم شده اند که هر دو چیز را باهم می خواهند. برخی از مفسران تندرو این فلسفه را "کیکیسم" نامیده اند. اما این فقط نگرش امروز دولت انگلستان نیست - در مورد گذشته نیز صادق است.

    • هنگامی که مشخص شد که انگلیس نمی تواند ترجیحات مشترک المنافع خود را در اتحادیه گمرکی اتحادیه اروپا حفظ کند، این کشور یک منطقه آزاد تجاری متفاوت را ایجاد کرد که هم سبب تجارت اروپایی ارزان تر می شد و هم توانایی ارائه مزیت به امپراتوری قدیمی خود را می داد.

    • اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: این کشور همچنان در هنگام تجارت با EEC با تعرفه هایی روبرو بود. برای حل این مسئله، EFTA بلافاصله مذاکرات با EEE راجع به توافق نامه تجارت آزاد بین بلوک ها را آغاز کرد.

    • به راحتی می توان EFTA را به عنوان یک تاکتیک انگلیس برای دستیابی به ادغام گسترده اقتصادی در اروپا، اما بدون محدودیت یک اتحادیه گمرکی، دانست. مشکل این است که این موضوع برای دیپلمات ها و سیاستمداران خارجی زمان نیز آسان بود؛ به طور خلاصه، مذاکرات از ابتدا محکوم شده بودند.

    • و پس از آشکار شدن این که اتحادیه اروپا ایده تفاهم نامه تجارت آزاد با EFTA را قبول نخواهد کرد، انگلیس کاری چشمگیر انجام داد.

    • در سال 1961، این کشور متقاضی پیوستن به EEC شد. این امر اروپا را شوکه کرد، اما دلایل عملی زیادی در این تصمیم وجود داشت.

    • اول، انگلیس نسبت به اعضای EFTA با کشورهای عضو اتحادیه اروپا بسیار بیشتر تجارت می کرد. با یک معامله تجاری EEC-EFTA که بعید بود عملی شود، انگلیسی ها با تعرفه های بلند مدت در کالاها و خدمات EEC روبرو شدند.

    • دوم، تجارت با کشورهای مشترک المنافع برای انگلستان از اهمیت کمتری برخوردار بود. کشورهای تازه مستقل شده شروع به درون نگری کردند و بخش ها و صنایع خاص خود را توسعه دادند.

    • سوم، شورای امنیت اقتصادی رونق اقتصادی بزرگی را تجربه می کرد. این باعث شد تا این بازارها که از قبل برای انگلیس مهم بودند، حتی سودمندتر شوند. این رونق نگرانی ها در مورد عقب ماندگی اقتصاد انگلیس را نیز افزایش داد.

    • پس از این درخواست، شوکهای سیاسی ادامه پیدا کردند. فرانسه تحت رهبری شارل دوگل، برنامه انگلیس را اول در سال 1961 و دوم در سال 1967 وتو کرد. رئیس جمهور فرانسه نمی خواست نفوذ فرانسه در EEC کاهش یابد و همچنین از اینکه انگلیس وسیله نابودی شود و نماینده منافع ایالات متحده در انجمن شود، می ترسید.

    • حتی با این وجود، تصمیم رئیس جمهور بحث برانگیز بود و متحدان فرانسه را دور کرد. پس از آنکه ژنرال سابق در سال 1969 مجبور به استعفا شد، حق وتو برداشته شد. در اول ژانویه سال 1973، انگلیس - به همراه ایرلند و دانمارک - به عضویت EEC درآمد.

  6. مارگارت تاچر وارد موضع طرفدار ادغام شد اما با نگرش خصمانه ضد اروپایی.

    • در سیاست، زمان بندی همه چیز است. بریتانیا در سال 1973 به عنوان یک عضو تازه ایجاد شده EEC وارد شد - اما زمان بندی از آن بدتر نمی توانست باشد.

    • دلیل آن این بود که یک رکود جهانی درحال رخ دادن بود و هر کشوری را تحت تأثیر قرار می داد.

    • انگلستان ضربه سختی خورد: سقوط مداوم، آن را به هفتمین ایالت فقیر از 9 ایالت EEC تبدیل کرد و در سال 1976، انگلیسی ها مجبور شدند از صندوق بین المللی پول (IMF) درخواست وام اضطراری کنند.

    • این وضعیت تاریک، زمینه انتخاب مارگارت تاچر در سال 1979 را فراهم کرد. وی با از بین بردن موانع تجاری و یک فداکاری دیوانه وار در بازار آزاد، وعده داد که اقتصاد را بازگرداند. بنابراین وی یک وزیر به بروکسل اعزام کرد تا بتواند یک بازار واحد اروپایی را برنامه ریزی کند. نتیجه یک کاغذ سفید در سال 1985 بود که سه نوع مانع جلوگیری از تجارت را مشخص کرد.

    • اولین مورد بدیهی بود: موانع فیزیکی برای تجارت. پست های گمرکی در مرزها، فرودگاه ها و بنادر که همه نیاز به بازرسی از محموله ها داشتند - این امر به زمان گرانبها نیاز داشت، و زمان بسیار ارزشمند است.

    • مورد دوم موانع فنی از جمله مقررات بهداشتی و ایمنی مختلف یا مقررات مربوط به مصرف کننده بود. مثلاً تصور کنید که شما یک تولید کننده دوچرخه اروپا بودید. برای فروش دوچرخه در هر 9 ایالت EEC، هر کدام با استانداردهای فنی مختلف، باید 9 دوچرخه مختلف تولید می کردید. این ممکن بود سود شما را کاهش دهد، و به این ترتیب چقدر مالیات باید به دولت خود پرداخت می کردید.

    • مانع سوم مالی بود. ممکن است کشورها تعرفه واردات یکسان داشته باشند، اما بازرسی ها نیز برای اطمینان از پرداخت صحیح مالیات بر ارزش افزوده (VAT) - که در بین کشورها متفاوت است - لازم بود. اگر کشورها می توانستند نرخ مالیات بر ارزش افزوده را هماهنگ کنند، این امر می توانست موانع تجارت را کاهش دهد.

    • کشورهای عضو اتحادیه اروپا - تاکنون، دوازده مورد از آنها - پیشنهادات کاغذ سفید را پذیرفتند، و سیاستمداران شروع به برداشتن این موانع در سراسر قاره کردند. تا سال 1993، این مأموریت انجام شده بود؛ بازار واحد ایجاد شد و این کشورها عضو اتحادیه اروپا شدند.

    • تاچر در ایجاد اتحادیه اروپا بسیار موثر بود زیرا می خواست یک بازار آزاد و رقابتی داشته باشد. اما در خلال ایجاد، بلاغت او به طور فزاینده ضد اروپایی شد. او از میزان تمرکز قدرت در بروکسل خوشش نمی آمد و آلمان هراسی شدید او در سخنرانی های عمومی آشکار شد که منجر به اتحاد دوباره آلمان شرقی و غربی شد.

    • هرچه مواضع او بنیادی تر شد، حزب او، او را رها کردند. وی در سال 1990 مجبور به استعفا شد.

  7. در سال 2015، دیوید کامرون قول داد برای عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا مجدد مذاکره کند و یک همه پرسی برگزار کند.

    • بنابراین، ما تاریخچه وسیع انگلستان درباره موضع آن در اروپا را بررسی کردیم. انتخاب دیوید کامرون محافظه کار در سال 2010 پیوند این تاریخچه و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپاست.

    • در سال 2004، اتحادیه اروپا به اروپای شرقی گسترش یافت و سطح بالایی از مهاجرت به انگلیس را به همراه داشت. این امر باعث ایجاد عواقب معکوس در میان برخی از مردم شد و نتیجه این وضعیت تشکیل حزب استقلال انگلستان (UKIP) - یک جنبش سیاسی راست گرایانه ضد اتحادیه اروپا، به رهبری نایجل فراژ - بود.

    • هنگامی که کامرون در سال 2015 انتخابات مجدد را اجرا کرد، نگران افزایش UKIP در نظرسنجی بود. وی برای جذب پایگاه رو به رشد حامی UKIP، قول داد که درباره عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا دوباره مذاکره کند و در مورد ماندن در این شرایط یک همه پرسی برگزار کند.

    • کامرون در انتخابات پیروز شد - اما سپس یک اشتباه جدی سیاسی مرتکب شد.

    • او به انگلیسی ها قول داد که به حرکت آزاد مردم به انگلیس پایان می دهد. مسئله این است که حرکت آزاد - مردم، کالاها، خدمات و سرمایه - هسته اصلی چهار ستون غیرقابل تفکیک اتحادیه اروپا است. کامرون به رأی دهندگان انگلیس قولی داد که نمی توانست به آن عمل کند و خود را از ابتدا در موقعیت غیرممکن قرار داد.

    • اما وی موفق شد به تعدادی امتیاز از بروکسل دست یابد.

    • اولاً، کشورهای عضو می توانستند "ترمز اضطراری" را تا 7 سال برای مزایای کار پرداخت شده برای مهاجران اتحادیه اروپا اعمال کنند. با این حال، این امر تنها زمانی ممکن بود آغاز شود که سطح "استثنایی" مهاجرت سیستم امنیتی اجتماعی کشور یا بازار کار را تحت فشار قرار دهد.

    • دوماً، مهاجرانی که برای کودکان ساکن در کشورهای عضو مزایای کودک را دریافت می کردند، می توانستند براساس هزینه زندگی کشوری که کودک در آن زندگی می کرد، این مزایا را کاهش دهند.

    • سوم، و مهمتر از همه، انگلیس دیگر به توافق بین اعضای برای "اتحادیه نزدیک تر" متعهد نبود. به عبارت ساده، این کشور می توانست از هرگونه قانونی در آینده که قدرت بیشتری را به بروکسل واگذار می کرد - محرک تاریخی اضطراب در بین سیاستمداران انگلیس - امتناع کند.

    • با این امتیازات، کامرون از بروکسل بازگشت. وی همچنین اعلام کرد که قصد دارد کمپینی برای ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا در رفراندوم آینده تشکیل دهد.

    • همانطور که همه ما می دانیم، این امر برای ترغیب مردم انگلیس تا ژوئن 2016 کافی نبود. انگلیس که همچنان در انتظار پایان دادن به حرکت آزاد مردم بود، و از گفتار ضد مهاجرت UKIP هیجان زده بود، با اکثریت 52 درصدی رأی داد تا اتحادیه اروپا را ترک کند.

    • صبح روز بعد از همه پرسی، دیوید کامرون به عنوان نخست وزیر استعفا داد.

  8. دلایل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا پیچیده است اما شامل رکود اقتصادی بزرگ، جهانی سازی و ریاضت اقتصادی می شود.

    • انگلیسی ها به طور سنتی با عمل گرایی و منطقی بودن شناخته می شوند و کشورشان به طور سنتی با ثبات سیاسی شناخته می شود. اگرچه آنها همیشه نسبت به اتحادیه اروپا احساسات متفاوتی داشتند، تصمیم به ترک یک شوک سیاسی بود که در سراسر جهان احساس شد. چگونه می توان این موضوع را برای نسل های آینده توضیح داد؟

    • حقیقت این است که توضیحات زیادی وجود دارد. اولین مورد مربوط به بحران مالی 2007-2008 است.

    • این رکود جهانی بسیاری از کشورها را به طور یکسان تحت تأثیر قرار داد، اما بهبود اقتصادی آنها بسیار متفاوت بود. بریتانیا و ایالات متحده به لطف برنامه های تسهیل گردش پولی که دولت های آنها را در افزایش عرضه پول و خرید تعدادی از دارایی های خصوصی در بر می گرفت، بهبودی سریع را در سال 2010 آغاز کردند.

    • اما بانک مرکزی اروپا در واکنش به رکود بزرگ بسیار محافظه کار بود. نتیجه این شد که، اگر آلمان را نادیده بگیریم، منطقه یورو تنها به قدرت کامل در سال 2016 برمی گشت. انگلیس در سال 2012 به این مهم دست یافت، و گرچه رکود منطقه یورو به طور مستقیم بر این کشور تأثیری نداشت، اما مهمات حمله به بلوک را برای سیاستمداران ضد اتحادیه اروپا در جریان مبارزات انتخاباتی همه پرسی فراهم کرد.

    • یکی دیگر از دلایل مهم خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا جهانی شدن است.

    • از دهه 1980، در تجارت بین المللی رشد عظیمی رخ داده است - جابجایی محصولات در سرتاسر جهان اکنون ساده تر از همیشه است. امروزه، پنبه را می توان در ایالات متحده برداشت کرد، به چین حمل کرد تا از آن در ساخت تی شرت استفاده شود و برای فروش به اروپا ارسال شود - همگی در طی چند روز انجام می شود.

    • و در حالی که جهانی سازی باعث افزایش رونق می شود و میلیون ها نفر را از فقر دور می کند، برخی افراد را نیز در پشت سر جا می گذارد.

    • این امر به ویژه در مورد کارگران غیر ماهر در کشورهای ثروتمند، مانند مشاغل تولیدی صادق است. از آنجا که شرکت ها این مشاغل را به مکان هایی در خارج از کشور با دستمزد پایین تر جابجا می کنند، کارگران آواره می توانند به دلیل وجود مهاجران احساس خطر کنند.

    • مطالعه سال 2017 توسط اقتصاددانان ساشا بکر، تیمو فتزر و دنیس نووی را در نظر بگیرید. این مطالعه نشان داد که مناطق انگلیس که بیکاری زیاد و سنت تولید داشتند با احتمال بیشتری به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا رأی دادند.

    • و دلیل نهایی، وضعیت داخلی انگلیس است.

    • در سال 2010، دیوید کامرون برنامه ریاضتی را برای کاهش بدهی دولت معرفی کرد. برای رسیدن به این هدف بودجه خدمات عمومی بیش از 14.3 میلیارد پوند کاهش یافت. این امر به مبارزان ضد اتحادیه اروپا اجازه داد تا استدلال کنند که پول زیادی به بروکسل داده می شود اما بودجه خدمات عمومی کافی نیست.

    • انگلیس به دلایل مختلفی به ترک اتحادیه اروپا رأی داده بود. تمام آنچه که اکنون باقی مانده بود مذاکره در مورد یک معامله بود.

  9. دولت انگلستان برای برگزیت سختگیرانه تلاش کرد.

    • همانطور که مشاهده کردیم، سیاستمداران انگلستان سابقه تلاش برای مذاکره معاملات "کیکیست" را دارند. با این وجود، شاید بدتر از آن وضعیت عدم اطمینان مذاکرات کنونی انگلیس باشد. چگونه می توانید با شریکی که نمی داند چه چیزی می خواهد مذاکره کنید؟

    • بسیاری تصور می کردند که انگلیس به دنبال یک برگزیت نرم است. این امر مستلزم خروج کمتر بنیادی از اتحادیه با نگه داشتن ارتباط نزدیک انگلیس با نهادهای اتحادیه اروپا بود. بطور واضح، یک برگزیت نرم به معنای این بود که انگلستان همچنان در بازار واحد یا اتحادیه گمرک باقی بماند.

    • اما پس از استعفای دیوید کامرون، ترزا می به نخست وزیری منصوب شد. و در سخنرانی در ژانویه 2017، وی برنامه سختگیرانه انگلستان برای برگزیت را بیان کرد: این کشور از بازار واحد خارج می شود زیرا نمی تواند حرکت آزاد مردم را بپذیرد؛ و این کشور از اتحادیه گمرک خارج می شود زیرا می خواهد تجارت آزاد با سایر کشورها را با شرایط خاص خود برقرار کند.

    • موافقان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا خوشحال بودند، اما این امر مشکلات بزرگی را برای بخش های مختلف اقتصاد انگلیس به وجود آورد.

    • به عنوان مثال، خدمات مالی انگلیس با محوریت لندن یکی از صادرات مهم این کشور به اروپا است. این تجارت به همه کشورهای مشمول دارای مقررات مالی یکسان متکی است، که یک برگزیت سخت به آن پایان می دهد.

    • و بنابراین دولت انگلیس در تلاش است تا برای این صنعت درمان ویژه ای را تضمین کند. از طرفی، اتحادیه اروپا اظهار داشته است که انگلیس نمی تواند تصمیم بگیرد که کدامیک از بخش هایی بازار واحد را می خواهد حفظ کند.

    • گزینه دیگر برای انگلیس می توانست این باشد که با ماندن در بازار واحد مانند نروژ، تجارت بدون اصطکاک را با اتحادیه اروپا ادامه دهد. اما این برای می قابل قبول نبود زیرا مستلزم حرکت آزاد مردم بود.

    • از طرف دیگر، انگلیس می تواند مانند کانادا برای تجارت آزاد با اتحادیه اروپا تلاش کند. اما این نیز برای می غیرقابل قبول بود زیرا این امر به کشورش دسترسی ممتاز به بازارهای اروپا را نمی داد.

    • به طور خلاصه، خطوط قرمز می امکان تجارت بدون اصطکاک با اتحادیه اروپا را رد کردند.

    • سپس، در آوریل 2017، می یک انتخابات عمومی سریع را برگزار کرد. وی اظهار داشت پیروزی برای حزب محافظه کارش قدرت مذاکره او با اتحادیه اروپا را تقویت می کند و احزاب مخالف را از تضعیف رویکرد وی در برگزیت بازمی دارد.

    • در انتخابات بعدی، اکثریت محافظه کار در مجلس حذف شدند. مِی تنها می توانست با تشکیل دولت با حمایت حزب اتحادیه دموکراتیک، حزبی از ایرلند شمالی، شغل خود را حفظ کند. و همانطور که اکنون خواهیم دید، این بخش از انگلیس نقش بزرگی در مذاکرات بعدی داشته است.

  10. مرز ایرلند به یک معضل اصلی در مذاکرات خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تبدیل شد.

    • هنگامی که جمهوری ایرلند (ROI) در سال 1921 از انگلیس مستقل شد، جزیره ایرلند به دو دسته تقسیم شد. بیشتر جزیره کاتولیک و خواهان استقلال بودند، و این بیست و شش بخش به ROI تبدیل شدند. اما جمعیت پروتستان در برخی مناطق شمالی می خواستند در انگلیس بمانند و این شش بخش به ایرلند شمالی (NI) تبدیل شدند. این شکاف به چندین دهه خشونت منجر شد، زیرا جمهوری خواهان کاتولیک و اعضای حزب اتحاد پروتستان با یکدیگر بر سر آینده جزیره جنگیدند.

    • خوشبختانه توافقنامه صلح بین این گروه ها در سال 1998 منعقد شد. توافق نامه جمعه خوب، که با این نام معروف شد، به دهه ها درگیری خونین پایان داد. انگلیس و ROI توافق کردند که اگر مردم ایرلند شمالی تصمیم بگیرند که به ROI بپیوندند، این منطقه می تواند در هر زمان این کار را انجام دهد. آنها همچنین توافق کردند که هر کسی که در ایرلند شمالی متولد می شود، حق شهروندی بریتانیا و ایرلند را دارد و دیگر نیازی به انتخاب بین آنها ندارد.

    • اما مهمتر از همه، محل های بازرسی امنیتی بین شمال و جنوب تخریب شد و مرز بین کشورها نامرئی شد - یا "نرم".

    • توافق نامه جمعه خوب به عنوان پیروزی مذاکرات صلح آمیز تحسین می شود. اما اگر هر دو کشور عضو اتحادیه گمرکی اتحادیه اروپا و بازار واحد نبودند، ناپدید شدن مرز در ایرلند ممکن نبود. این همان چیزی است که مرز ایرلند را به بزرگترین مسئله مذاکرات برگزیت تبدیل می کند.

    • بریتانیا و ROI هر دو مرز سخت در این جزیره که شامل بازرسی های گمرکی و امنیت مرزی می شد را رد کردند. اما اگر NI اتحادیه گمرک و بازار واحد را ترک می کرد، چگونه این امر ممکن بود؟ برای اطمینان از رعایت مقررات مالیاتی و ایمنی اتحادیه اروپا، کالاهایی که از جنوب به شمال عبور می کردند، باید مورد بازرسی قرار می گرفتند. با توجه به خطوط قرمز می، حل این مشکل غیرممکن بود.

    • با افزایش نگرانی از افزایش مرزهای فیزیکی در این جزیره، ROI و اتحادیه اروپا خواستار پشتیبان به عنوان یک تضمین شدند.

    • این راه حل به این معنا بود که مقررات ایرلند شمالی همچنان مطابق با قوانین اتحادیه اروپا باقی می ماند، بنابراین از مرز فیزیکی در این جزیره جلوگیری می کرد. اما همچنین بدان معنا بود که NI باید بخشی از اتحادیه گمرکی و بازار واحد باشد. موافقان برگزیت از این از دست رفتن حاکمیت خشمگین بودند، اما انگلیس در وضعیت بدی قرار گرفته بود و راه چاره ای نداشت.

    • در پایان، انگلیس در دسامبر سال 2017 گزارشی را منتشر کرد که بیان داشت اگر انگلیس نتواند راه حل بهتری پیدا کند، این پشتیبان برقرار خواهد شد.

    • اما انگلستان امیدوار بود که با امضای توافق نامه تجارت با اتحادیه اروپا، مجبور به اجرای پشتیبان نباشد، و این امر باعث شود که بررسی مرزها غیر ضروری شود.

  11. به نظر می رسید که طرح Chequers ترزا می بتواند بسیاری از مسائل را حل کند اما باعث ایجاد اختلاف و نارضایتی در حزب وی شد.

    • بنابراین هر دو طرف به یک مرز نامرئی ایرلندی متعهد شدند و این منجر به پیشنهاد اتحادیه اروپا برای مساعدت ایرلندی شد. به نظر می رسید این تنها راه جلوگیری از مرز سخت در ایرلند و رعایت بیشتر خطوط قرمز می بود.

    • اما این امر شامل کنترل مرزها در انگلیس، برای کنترل مهاجرت و بازرسی کالاها، بود - و این در خانه بحث برانگیز بود. می برای جلوگیری از شورش در حزب خود، این مساعدت موقت و در سطح انگلیس را پیشنهاد داد: اگر بخشی از انگلیس مجبور به پیوستن به اتحادیه گمرکی شود، کل کشور باید تا مذاکره تجاری هموار بین انگلیس و اتحادیه اروپا به آن بپیوندند. در ژوئیه سال 2018، می وزرا را به خانه نخست وزیری، Checkers، دعوت کرد تا روی این موضع مذاکره جدید کار کنند.

    • آنچه پدید آمد، مبنای توافق نامه انصراف انگلیس و اتحادیه اروپا بود، که می توانیم آنرا گزینه منهای جرسی بنامیم.

    • این نام از شباهت آن با تمهیدات گمرک در جزیره جرسی بریتانیا که در ساحل فرانسه قرار دارد، ناشی می شود. گزینه منهای جرسی شامل باقی ماندن تمام انگلیس در اتحادیه گمرک اتحادیه اروپا می شود، در حالی که ایرلند شمالی نیز در بازار واحد باقی می ماند - اما فقط برای کالاها.

    • این معامله تعدادی از خطوط قرمز می را رعایت می کرد، اما همچنین وی را ملزم به تغییر سایر خطوط قرمز می کرد.

    • از یک سو، به انگلستان این امکان را می داد تا به حرکت آزاد شهروندان اتحادیه اروپا - کار نامحدود و حقوق اقامت آنها - پایان دهد و همچنین از مرز فیزیکی در ایرلند جلوگیری کند. از طرف دیگر، انگلیس در اتحادیه گمرکی با اتحادیه اروپا قرار می گرفت، به این معنی که نمی توانست معاملات تجاری خود را امضا کند.

    • هنگامی که اخباری در تاریخ 13 نوامبر 2018 مبنی بر اینکه پیش نویس توافق نامه انصراف به پایان رسیده است منتشر شد، یک روزنه امید بوجود آمد. اما به محض اعلام این معامله، مبارزات داخلی حزب محافظه کار آن را از بین برد.

    • به طور کلی، موافقان برگزیت سخت این واقعیت را دریافتند که باقی ماندن NI در بازار واحد به عنوان یک ضرر غیرقابل قبول قدرت انگلیس بود. آنها بیشتر از این موضوع خشمگین بودند که انگلستان نمی توانست معاملات تجاری خود را امضا کند.

    • با رأی پارلمانی در مورد برنامه Chequers در دسامبر 2018، می متوجه شد که وی شکست خواهد خورد و رأی گیری را به تأخیر انداخت. روز بعد، اعضای پارلمان او رأی عدم اعتماد به ترزا می را دادند. او در این رأی گیری با کسب 200 رأی در برابر 117 پیروز شد، اما مشروعیت سیاسی او به طور جدی آسیب دید.

    • و بنابراین این جایی است که انگلستان در حال ورود به سال 2019 است: در یک چهارراه قرار دارد، و قادر به تصمیم گیری در مورد انتخاب یک جهت نیست. این قسمت از تاریخ انگلیس هنوز ادامه دارد - در واقع، تاریخ برگزیت هنوز در حال نگارش است.

  12. خلاصه نهایی

    • پیام اصلی در این مطالب:

    • برگزیت را می توان اوج وقایع تاریخی منتهی به همه پرسی ژوئن 2016 دانست. از یک طرف، دولت بریتانیا همیشه خواستار فرصت های اقتصادی ناشی از ادغام اروپا بود؛ از طرف دیگر، همیشه از تسلیم کردن هر گونه قدرت خود بیزار بوده است. احساسات متفاوتی در مورد اتحادیه اروپا نسبت به مردم انگلیس نیز وجود دارد، و در جریان همه پرسی تعدادی از عوامل داخلی و بین المللی نارضایتی را برانگیختند و منجر به رای ندادن شدند. از آن زمان، مذاکرات گیج کننده و آشفته بوده، و مرز ایرلند به یک مسئله مهم تبدیل شده که هنوز حل نشده است.

    • بازخورد دارید؟

    • ما مطمئناً دوست داریم آنچه که درباره محتوای ما فکر می کنید را بشنویم! فقط کافی است یک ایمیل به remember@blinkist.com با نام این کتاب به عنوان موضوع بفرستید و تفکرات خود را به اشتراک بگذارید!

    • کتاب بعدی برای مطالعه: این توطئه سعادتمندانه، نوشته هوگو یانگ

    • اکنون که می خواهید به درک مذاکرات فعلی برگزیت سرعت ببخشید، به بررسی جزییات تاریخ روابط انگلیس و اروپا در کتاب این توطئه سعادتمندانه بپردازید. در اینجا نویسنده و روزنامه نگار سابق توبی یانگ با بررسی مشاغل دولت های مشهور انگلیس، از وینستون چرچیل گرفته تا تونی بلر، توضیح می دهد که چرا انگلیس خود را از این قاره متمایز می داند.

    • یانگ تاریخ هر دو اتحادیه - انگلیس و اروپا - را بازنویسی می کند و روایتی هیجان انگیز در مورد استثناگرایی انگلیس در مواجهه با پروژه اروپایی را ایجاد می کند. اگر می خواهید محرک های بلند مدت حماسه برگزیت را درک کرده و آنرا ارزیابی کنید، مطالب این کتاب برای شما مناسب است.